سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
.
منوی اصلی
لینک دوستان
ویرایش
پیوندهای روزانه
آمار وبلاگ
  • بازدید امروز :15
  • بازدید دیروز :47
  • کل بازدید :92532
  • تعداد کل یاد داشت ها : 283
  • آخرین بازدید : 95/7/8    ساعت : 8:29 ص
درباره ما
حاج امیر[897]

جای مانده از قافله شهداء حسرت به دل مانده تا ابدیت پس کی کجا فرصت ما میرسه

ویرایش
جستجو

مطالب پیشین
آرشیو مطالب
لوگوی دوستان
وصیت شهدا
وصیت شهدا
کاربردی
ابر برچسب ها

شبی باز دلم هوای تو گرفت و به دل افتادفاطمیون

 که با رخصت حیدر

زنم دم ز تو یا حضرت مادر

خیالی ز تو بر سینه‌ی تفدیده کشیدم

و از هر چه به جز توست بریدم

دلم عرش نشین شد، تمام همه‌ی آنچه بلد بوده‌ام این شد

* * *

تو زهرائی و حق سوره‌ی کوثر، فرستاده برایت

نه کوثر، که فرود آمده قرآن، به تعریف تو و مدح و ثنایت

و فرموده پیمبر به تو جانم به فدایت

 علی خلق شده تا بشود یار برایت

بوَد روح الامین خادم و دربان سرایت

توئی آنکه بوَد حضرت مریم یکی از قابله‌هایت

توئی آنکه بود سرمه‌ی حوا، غبار کف پایت

توئی آنکه به او ناز کند ذات خداوند

به تسبیح و دعا چونکه بلند است صدایت
* * *

تو زهرائی و از هر چه بدی هست به دوری

تو زهرائی و یک پارچه نوری

تو معنای شعوری

تو انسان... !؟ نه، ملک?...!؟ نه

 تو انسیه‌ی حوری

تو همپای علی هستی و بر درد دلش  سنگ صبوری

* * *

تو زهرائی و عالم همه سودازده‌ی لحظه‌ی لبخند تو هستند

به مدح تو همین بس که امامان همه فرزند تو هستند

* * *

تو زهرائی و عالم همه در تاب و تب توست

سخنهای خدا چشمه‌ی جاری ز لب توست

و هر حرف قشنگی که خدا خلق نموده لقب توست

علی شیفته‌ی عشق و وفا و ادب توست

 کرم عادت هر صبح و شب توست

 تو زهرائی و افلاک به زیر وجب توست

دل هر که خدائی‌ست در عالم به خدا در طلب توست

 تو زهرائی و از سبزترین قوم و قبیله نسب توست

مریضیم و گرفتار غم عشق

دوای دل غمدیده ما در مطب توست

* * *

توئی آنکه دگر مادر گیتی

 شبیه تو نزاده

توئی آنکه خدا فاطمه‌ات نام نهاده

خداوند کلید همه عالم، به دستان تو داده

و از اشک تو در ساغر خود ریخته باده

توئی فاطمه‌ی عرش نشینی که بٌوَد

زندگیت مظهر یک زندگی ساده ساده

* * *

تو زهرائی و نامت به روی خاتم دل نقش نگین است

و عالم همه در سایه‌ی آن چادر تو سایه نشین است

که هر رشته آن چادر تو حبل متین است

و دامان تو مهدِ همه خوبان زمین است

حسین و حسن و زینب و کلثوم

 مگر ماحصل خوردن شیر تو جز این است؟!

که فرزند تو ارباب سماوات و زمین اسن

تو در اوجی و دستور خداوند چنین است

فدای تو وجودم که همه هستی‌ام این است...

* * *

تو زهرائی و از وصف تو عاجز شده الفاظ و معانی

و اندازه‌ی این نیست زبانی

که از مدح تو شرحی دهد و حرف و بیانی

و این کار بشر نیست

خدا هر چه که فرموده همانی

منم تشنه و تو آب روانی

خدا داند و تو نیز بدانی

که در بند توأم فاطمه جان، گر که به خاکم بنشانی

و یا اینکه به خونم بکشانی

نه اندازه‌ی آنم که برنجم

نه تو آن کسی هستی که برانی...

* * *

توئی آنکه به عرش ملکوتی خدا قائمه هستی

امید همه هستی، به فردای قیامت

تو بانوی همه کاره‌ی این محکمه هستی

تو با حقی و حق با تو و دور از غم و هر واهمه هستی

خلاصه...

همه‌ی اینکه نوشتند توئی‌، اینهمه تو نیست! که فاطمه هستی....

* * *

تو زهرائی و محبوبه‌ی دربار خدائی

تو معنای وفائی

تو زهرا اقیانوس حیائی

توئی فاطمه و مرز میان تن خاکی و خدائی

دعا کن که بیاید پسرت تا که بگوید تو کجائی؟

* * *

تو زهرائی و چشمان همه بر کرم توست

دل شیعه‌ی تو غرق غم توست

عزادار تو و قد خم توست

سیه پوش جوانی تو و عمر کم توست

امید دل شیعه به ظهورٍ پسر توست

و همه آرزویش ساخت و ساز حرم توست...

 

 





      

mokhtarnameh_nasr19_ir-8

اشاره: خواهش می‌کنم این مطلب را با نگاه حق و باطل نخوانید. خودم با زبان خودم دارم می‌گویم که نه کسی را حق دانستم و نه کسی را باطل. یعنی هرگز نگفتم ما حقیم و اصلاح طلبان باطل! چرا باید چنین چیزی بگویم؟ اشاره من به مختار و حوادث تاریخی، فقط از جهت عبرت گرفتن است. ضمنا نقدی است بر رفتار سیاسی اصولگراها، نه اصلاح‌طلبان

این روزها دوست دارم سریال مختارنامه را دوباره ببینم. مخصوصا آن قسمتهایی که بصیرت آدمها را در معرض آزمایش قرار می‌دهد. حیف که خیلی از ماها اهل عبرت گرفتن نیستیم. به وقت شعار، اهل ادعاییم اما زمان عمل، عقل و تدبیرمان را تعطیل می‌کنیم.

در روزهای گذشته بارها با کسانی هم کلام شدم که برایم از حجت و تکلیف شرعی می‌گفتند. حرف زدن با این جماعت واقعا سخت بود. حرف من این بود که فهم و درک و تفسیرتان از حجت و تکلیف اشتباه است. ما هم می گوییم حجت، ولی کدام حجت؟ کدام تکلیف؟ کدام بصیرت؟ بصیرتی که فقط تا نوک بینی صاحب بصیرت را به او نشان می‌دهد؟ بصیرتی که دنیای پر پیچ و خم سیاست را نمی‌فهمد؟ بصیرتی که خودش را در تار و پود تحجر و تعصب زندانی می‌کند؟ بصیرتی که نتیجه‌اش پیروزی رقیب می‌شود؟

حجتی که در لایه‌های تنگ و تاریک محافل حزبی و جناحی بدست آید و مصالح عالی نظام و انقلاب را تشخیص ندهد حجت نیست، حتی اگر برایش دلیل شرعی بتراشند. تکلیفی که نتواند مصلحت حزبی را فدای مصلحت ملی کند، تکلیف شرعی نیست.

حجت شرعی برای کسی که ادعای ولایتمداری دارد، در هر کاری از جمله انتخابات، ناظر به دفاع از انقلاب و ولایت است. یعنی خروجی همه تصمیم‌ها باید به آن هدف اصلی برسد. پس این چه حجت شرعی بود که عملا به ضرر گفتمان انقلاب تمام شد؟! وقتی همه نظرسنجی‌ها، رای پایین نامزد اصلح شما را نشان ‌می‌داد؛ آیا اصرار بر ماندن، تکلیف و حجت شرعی بود؟ آیا تکلیفتان همین بود که با حجت شرعی و رای پاکتان کسانی را سر کار بیاورید که چهار سال بلکه هشت سال تمام منتظر این لحظه بودند؟

بله مشکل ما تفهیم همین حرف بدیهی به آن دوستان بود. به هرحال وضعیت امروز ما نتیجه بصیرت، حجت و تکلیف شرعی همین آدمهاست. آدم‌هایی مثل رسایی و روانبخش و جلالی و آقاتهرانی و سقای بی‌ریا و حسینیان و پناهیان و کوچک‌زاده و نقدی و رامین و … اینها را که می‌بینم یاد جماعتی می‌افتم که خون به دل مولایمان علی کردند. سالهاست که این آدم‌ها، با فهم نادرست خود از سیاست و جامعه، بدترین و سنگین‌ترین هزینه‌ها را به نظام و انقلاب و رهبری تحمیل کرده‌اند.

آخر به کدام ویژگی ممتاز این آدم‌ها دلخوش باشیم وقتی الفبای سیاست را نمی‌دانند. کاش لااقل نشانه‌ای از فهم و درک سیاسیشان را می‌دیدیم و امیدوار می‌شدیم. اما وقتی نهایت فهم سیاسیشان این است که چفیه نامزدها را نشانه پیروزی گفتمانشان می دانند؛ دیگر چه توقعی از آنها داشته باشیم؟! علی‌رغم همه اینها، من خوشحالم. خوشحالم از اینکه حجت و تکلیفشان بی‌اعتبار شده و حنایشان بی‌رنگ. خوشحالم از اینکه جایگاه واقعیشان را در جامعه فهمیدند، اگر چه با هزینه‌های زیاد.

البته این آدمها اعتماد به نفسشان بالاست. مطمئنا کم‌کم طلبکار می‌شوند و مسئولیت اصلی شکست را متوجه همه میدانند جز خودشان! ولی خورشید حقیقت همیشه پشت ابر نمی‌ماند. بالاخره هستند کسانی که جرات کنند و بصیرت کاذب اینها را به چالش بکشند. هستند کسانی که شهامت استیضاح آنها را داشته باشند. هستند کسانی که از آنها بپرسند چرا جامعه را به چنین وضعیتی رساندید؟ چرا این همه هزینه را به نظام و انقلاب تحمیل کردید؟ چرا به همه برچسب زدید و دایره خودی‌ها را تنگ و تنگ‌تر کردید؟ چرا نتیجه بصیرت شما، بازگشت دوباره خاتمی و هاشمی شد؟ چرا نتیجه فهم شما، پیروزی کسانی شد که چهار سال تمام به آنها فحش می‌دادید؟ آخر این چه بصیرت و چه حجتی بود که هاشمی رد صلاحیت شده را دوباره به قدرت بازگرداندید؟ اف بر بصیرت شما…

من به اصلاح‌طلبان تبریک می‌گویم. آنها لااقل چهار تا آدم فهمیده‌ی باسواد دارند که بنشینند و شرایط را بسنجند و براساس واقعیات تصمیم بگیرند. ولی ما دلمان را به چه کسی خوش کنیم؟ به زاکانی که با یک درصد رای نداشته‌اش، برای هاشمی رجز می‌خواند و دم از اشتراک گفتمانی می‌زند و هر روز با این و آن ائتلاف می‌کند؟ به پناهیانی که هنوز اصلحش را نشناخته و اظهارنظر صریحش را خصوصی می‌داند؟ به حداد عادلی که با دو درصد رایش، کنار می‌رود و منتش را بر سر جریان اصولگرایی می‌گذارد ولی حاضر نیست اسم کسی را ببرد؟ به ولایتی که شعار دولت اخلاقی سر می‌دهد و زیر تعهد اخلاقیش می‌زند؟ به آقای یزدی که ولایتی را بعد از آن همه سوتی در مناظره، اصلح می‌داند؟! به سعید جلیلی که دنبال گفتمان انقلاب است و انقلاب را ذبح می‌کند؟ به آقای مصباح که نتیجه تصمیمات سیاسی ایشان را در سال‌های اخیر یکی بعد از دیگری دیده‌ایم؟ به چه کسی؟

به خدا قسم اینها باید پاسخگو باشند. اینهایی که با دست خودشان شکست اصولگراها را رقم زدند. اینهایی که از نظرسنجی‌ها و آرای خودشان خبر داشتند، اما گفتند نظرسنجی ملاک نیست. اینهایی که می گفتند انتخابات برای ما طریقیت ندارد و فقط موضوعیت دارد. اینهایی که موج روزهای آخر را دیدند، اما باز هم کنار نرفتند! اینهایی که با لجاجت و خیانت خود بازی برده را به باخت تبدیل کردند. این کارشان جز خیانت چه اسم دیگری دارد؟

آقایان! بزرگان! بزرگواران! جسارتم را ببخشید. من کوچکتر از آنی هستم که بخواهم و بتوانم از شما انتقاد کنم. اما به من حق بدهید که دیگر به شما و بصیرت و حجت شما اعتماد و اعتقادی نداشته باشم. چند سالی هست که فهمیده‌ام این مملکت فقط یک صاحب دارد و اگر او نبود، شماها یک روزه بساط حکومت را جمع می‌کردید. حالا می‌فهمم که رهبرم چه می‌کشد. حالا حس می‌کنم که علی از دست دوستان نادانش چه کشید. حالا تاثیر مشاوره‌های غلط را می‌فهمم. حالا معنی تنهایی مختار را می‌فهمم، آن لحظه ای که از پسر مالک خواست برگردد، اما او برنگشت و برای خودش حجت شرعی تراشید! حالا حس و حال مختار را در برابر سلیمان و رفاعه‌ درک می‌کنم.

اتفاقا سلیمان و رفاعه هم مثل شماها از تکلیف و حجت شرعی دم می‌زدند. آنها هم می‌گفتند که ما مکلف به انجام تکلیفیم نه نتیجه. اما نفهمیدند که تکلیف را باید در زمان و مکانش فهمید. اگر می‌فهمیدند، مُسلم در کوچه‌های کوفه تنها نمی‌ماند. اگر می‌فهمیدند، بعدا نیازی به خودکشی دست‌جمعی نبود.

مساله اینجاست که این قبیل آدم‌ها هرگز ضرورت زمانه و تکلیف درستشان را متوجه نمی‌شوند. چه فایده که اول به حجت شرعیشان عمل می‌کنند و بعدا پشیمان ‌می‌شوند؟ مگر دعوای مختار و سلیمان؛ مختار و رفاعه همین نبود؟ فرق مختار با سلیمان این بود که سلیمان به نتیجه کاری نداشت، فقط می‌خواست کشته شود، اما مختار به نتیجه هم اعتقاد داشت. حالا خودتان قضاوت کنید، حجت شرعی کدامشان به حقیقت نزدیکتر بود؟ کدامشان باعث خوشحالی اهل بیت شدند؟ سلیمان صردی که مصلحت را نسنجید و به حجت شرعیش عمل کرد یا مختاری که مصلحت را هم در نظر گرفت؟

خدا خیر دنیا و آخرت را به داوود میرباقری عطا کند که چه زیبا و هنرمندانه این صحنه‌های عبرت‌آموز تاریخی را جلوی چشمانمان آورد. بروید یکبار دیگر مختارنامه را ببینید که انصافا یک دوره درس تدبیر و سیاست است. شماها ده بار ببینید. اصلا هر شب ببینید، شاید کمی عبرت بگیرید. آدم بعد از قرن‌ها، غربت و مظلومیت مختار را می‌فهمد، وقتی خون دل می‌خورد و فریاد می‌زند که من هزار زخم در سیاست خوردم، شما حتی یک زخم هم نخوردید! و یا آنجا که به خاطر مصلحت، حکم برائت موقت شمر و شریح را صادر می‌کند، ولی از سوی اطرافیانش به سازش و وادادگی متهم می‌شود. انگار داستان همین امروز ماست.

شما را به خدا قسم، بروید و با خدایتان خلوت کنید و ببینید مشکلتان کجاست؟ چه کردید؟ چرا با ندانم‌ کاری‌هایتان به انقلاب و اصولگرایی ضربه زدید؟ چرا عقل و تدبیر و مصلحت را قربانی کردید و آنرا مغایر با حجت شرعی دانستید؟ چرا به نظرسنجی‌ها توجهی نکردید؟ مگر می‌شود آدم چشمانش را بر واقعیات ببندد و از اطرافش بی‌خبر باشد؟ مگر مصلحت بد است؟ مگر درک شرایط جامعه و توجه به مصالح نظام، حجت نیست؟ مگر اتخاذ تصمیم درست ولو مخالف نظر شخصی، تکلیف نیست؟ این توقع زیادی است از شما نخبه ها که مصلحت و حساسیت اوضاع را بسنجید و در نظر بگیرید؟ یعنی حجت شرعی و تکلیفتان این بود که مملکت را دودستی به نیروی هاشمی، تحویل بدهید؟ پس چرا این همه ادعای بصیرت دارید؟

من به حامیان عادی جلیلی و ولایتی کاری ندارم، مخاطبم دقیقا کسانی هستند که از نظرسنجی‌ها خبر داشتند، اما به روی خودشان نیاوردند و تصمیم درست و سرنوشت‌ساز را نگرفتند. از محسن رضایی انتظاری نداشتیم، ولایتی هم که عهد و پیمانش را نشان داده بود، اما جلیلی چرا؟ سعید جلیلی معنی نظرسنجی‌ها را نمی‌دانست؟ مگر شعار و ادعایش دفاع از گفتمان انقلاب و مقاومت نبود؟ چرا بخاطر حفظ همان گفتمان کنار نرفت؟ این چه دلیلی جز قدرت طلبی و خیانت دارد؟ این آدمها و مشاوران و بزرگانشان باید پاسخی قانع کننده برای رفتار خود پیدا کنند، وگرنه فردای قیامت بخاطر هزینه‌هایی که به نظام و رهبری وارد کردند، شرمنده می شوند.

خدایا تو شاهد باش که من اینها را با خون دل و اشک دیده نوشتم و از همین حالا، خودم را برای انواع و اقسام تهمت‌ها آماده کرده‌ام. تحریمی‌هایی که تا دیروز مدعی تقلب و انتخابات از پیش تعیین شده بودند، امروز به ریش ما می‌خندند و ما را ناامید می‌خوانند. خودی‌های بابصیرت هم لابد لحنم را توهین آمیز می‌دانند و تکفیرم می‌کنند. اما اینها را مینویسم تا بعضی‌ها خودشان را به فراموشی نزنند و فردا از ما طلبکار نشوند، هرچند همین الان هم طلبکار شده‌اند!

البته من از نتیجه انتخابات به هیچ وجه ناراحت نیستم. اینها گلایه از انتخاب مردم نیست. ما اهل جرزنی نیستیم. ما به رای مردم احترام می‌گذاریم. امام بزرگوار ما فرمود: «اکثریت هرچه گفتند، آرائشان معتبر است ولو به ضرر خودشان باشد» اتفاقا از این جهت، مظلومیت نظام و رهبری، بعد از چهار سال دروغ و تهمت ضدانقلاب، ثابت شد و همه فهمیدند که نظام اسلامی به رای و انتخاب مردم خیانت نمی کند.

پس قصد من از این مطلب، فقط گلایه از ندانم‌کاری مدعیان بابصیرتی است که ادعاهای بزرگی دارند اما جامعه را نمی‌شناسند و درک درستی از سیاست ندارند. قادر نیستند در لحظات حساس، تصمیم درست و مقتضی را بگیرند. حاضر نیستند بخاطر مصلحت بالاتر از منفعت شخصی و جناحیشان بگذرند. سیاست را صفر و صد می کنند. آدمها را سیاه و سفید می‌بینند. بیش از اندازه گرفتار تصمیمات محفلی خودشان هستند و علی رغم همه ادعاهایی که درباره ولایتمداری و انقلابی گری دارند، بدترین و بزرگترین ضربه ها را به نظام و رهبری می زنند و رگ غیرتشان هم نمی زند.

*****

th

رفاعة : قرار ما این نبود ابو اسحاق

مختار : قرار ما چه بود؟

رفاعة : تو شعائر قیام را فدای مصلحت اندیشی های سیاسی کردی! ظاهرا شیرینی حکومت به کام جنابتان مزه کرده جماعتی که حکم به زندانی کردنشان دادی همه تن سوختگان و دل سوختگانی هستند که به جرم ارادت به علی یک جای سالم در بدنشان نمی بینی. آنها سگ و سگ توله‌ای را کشتند که گیرم در خون حسین دخالتی نداشته اما کم هم ظلم نکردند به مریدان علی. چطور شده ابواسحاق از اجرای عدالت این همه پریشان شدند؟!

مختار : قرار باشد هرکس با فتوای خود شمشیر بکشد و اجرای عدالت بکند سنگ روی سنگ بند نمی‌شود. این چه منطقی است که شما دارید؟

رفاعة : این شمایید که با منطقتان نمک به زخم داغداران حسین می پاشید! شما به خاطر قصاص از قاتلین حسین قیام کردید. به این مردم وعده خون خواهی دادید. پس کو؟ قاتلین حسین زیر چشم و گوش ما شرابشان را میخورند و به ریش ما می خندند. می‌خواهیم انتقام بستانیم میگویی هر چیز به نوبه ی خود، باید با سیاست رفتار کنیم. این چه سیاستی است که می‌خواهد بر آتش خشم مقدس این مردم آب بریزد و خاموشش کند؟! می ترسید حکومتتان به خطر بیافتد؟ شما اگر به خاطر حکومت قیام کردید که مجبورید دست به عصا حرکت کنید ما چنین عذری نداریم!

مختار: بن شداد! من بنا ندارم ثمره قیام شیعه را با تندروی‌ها و ندانم کاری‌ها نابود کنم. شیعه از دست فتواهای ناسنجیده امثال شما کم غرامت نداده. هیچوقت ضرورت‌های زمانه خود را درک نکردید! اگر بگویم خون مسلم بن عقیل به گردن امثال شماست اغراق نکرده‌ام. هیچوقت، هیچوقت بر صراط عدالت حرکت نکرده‌اید. نه در عین‌الورده، نه در کربلا و نه امروز. همیشه یا افراط کرده‌اید یا تفریط. اگر خود را شیعه علی می‌دانید و اگر می‌خواهید حکومت یاران علی بعد از سی سال شکست و تلخ کامی نتیجه بدهد بروید و با خود و خدایتان خلوت کنید و در کاری که در آن جاهلید و علم ندارید دخالت نکنید و فتواهای صد من یک غاز ندهید.

دانلود کلیپ دیالوگ مختار و رفاعه





      

.11. استقلال وزرا رعایت شود

  •   نظارت رئیس‌جمهور نسبت به وزرا، با استقلال وزرا در کارشان نباید تنافى پیدا کند. چون وزرا مسئولیت قانونى دارند و از مجلس رأى اعتماد گرفته‌اند و باید استقلال داشته باشند. لیکن این نظارت حتى در مورد وزرا هم وجود دارد. استقلال عمل آنها محفوظ، اما نظارت رئیس‌جمهور هم با شدت تمام بایستى انجام بگیرد. ( بیانات در دیدار با هیئت دولت؛2 شهریور87)
  •   وزرا اختیاراتى دارند، باید هم به آنها اعتماد کرد. باید به کسانى که در قوه‌ى مجریه در رأس هستند - وزرا - اعتماد کنند و مسئولیتهاى وزرا را بایستى به رسمیت بشناسند؛ جورى نباشد که لوث بشود. ( بیانات در دیدار با هیئت دولت؛8 شهریور89)

12. انتقاد پذیری

  •   به انتقادها هم توجه کنید؛ البته ... انتقاد با تخریب فرق دارد. متأسفانه خیلیها تخریب میکنند، ولى اسمش را میگذارند انتقاد. آن جایى که واقعاً انتقاد است و کسانى با نظر خیرخواهانه، نقاط مثبتِ کارى را توجه میکنند و نقاط اشکالش را هم ذکر میکنند، اینها را با سعه‌ى صدر گوش بدهید. ( بیانات در دیدار با هیئت دولت؛2 شهریور87)
  •    براى شنیدن نقد، سینه‌‌‌‌‌‌ى گشاده و روى باز و گوش شنوا داشته باشید. هیچ ضرر نمیکنید از اینکه از شما انتقاد کنند. البته این انتقادهائى که میشود، همه یک جور نیست. بعضى‌‌‌‌‌‌ها به قصد اصلاح نیست، بلکه به قصد تخریب است؛ داریم مى‌‌‌‌‌‌بینیم دیگر؛... لیکن در کنار اینها، نقد هم وجود دارد؛ نقدهاى مصلحانه، خیرخواهانه. گاهى از سوى دوستان شماست، گاهى حتّى از سوى کسانى است که دوست شما و طرفدار شما هم نیستند؛... این چند سال، خیلى اهانتها به شما شد، کینه‌‌‌‌‌‌توزى شد، اهانت شد. اینها را تحمل کردید. این تحملها هم پیش خداى متعال اجر دارد. لیکن این موجب نشود که حالا ما سینه‌‌‌‌‌‌مان تنگ بشود، بگوئیم ما دیگر انتقاد را گوش نمیکنیم، یا اگر کسى اندک انتقادى در فلان گوشه از ما کرد، این را حمل بر دشمنى بکنیم؛ نه، نخیر؛ انتقاد را گوش کنیم؛ انتقاد خوب است. همین طور که گفته شده، این یک هدیه‌‌‌‌‌‌اى است که به انسان داده میشود؛ نقدهاى غیر مغرضانه‌‌‌‌‌‌ى بخصوص برخى نخبگان .( بیانات در دیدار با هیئت دولت؛18 شهریور88)

 

  •   یک جاهائى هم ممکن است انتقاد وارد باشد؛ بنابراین انتقادپذیرى را در خودتان نهادینه کنید. باید جورى باشد که مسئولین دولتى انتقادپذیرى را در نفس خودشان پذیرا باشند. البته این کار، سخت هم هست، اما باید با سعه‌ى صدر برخورد کرد. ( بیانات در دیدار با هیئت دولت؛8 شهریور89)
  •   البته در برخورد با انتقادهائى که احیاناً در رسانه‌ها و روزنامه‌ها یا بعضى از مراکز قانونى نسبت به دولت انجام میگیرد، دو جور رویکرد میشود داشت: یک رویکردِ توجیه و تبیین کننده است، این خوب است؛ یک رویکردِ مخاصمه است، این خوب نیست. اینجور نباشد که شما بگوئید چون به دولت حمله میکنند، چون انتقاد مغرضانه میکنند، پس ما هم بایستى اینجورى برخورد کنیم؛ نه، تبیین کنید. بله، تبیین کار لازمى است. راه تبیین هم همین است که در جلسات عمومى با مردم، بیان کنید، روشن کنید؛ سؤالات را مطرح کنند، شما جواب بدهید، اینها تبیین میشود؛ در رسانه‌ها هم پخش شود. اگر چنانچه تبیینِ خوب انجام بگیرد، غرض‌ورزىِ غرض‌ورزان به جائى نخواهد رسید. ( بیانات در دیدار با هیئت دولت؛6 شهریور90)

13 . بی توجهی به مقوله فرهنگ

  •   از بخش فرهنگ رفع مظلومیت کنید. بخش فرهنگ انصافاً بخش مظلومى است. الان در گزارش آقاى رئیس‌جمهور، اصلاً اسمى از فرهنگ نیامد؛ یا در اولویت‌بندیها این اولویت فداى اولویتهاى دیگر شد و آنها تقدم پیدا کرد که در کوتاهى وقت، بیان بشود! این مظلومیت است دیگر... از جمله‌ى کارهایى که مسؤولین فرهنگى دولت خیلى باید به آن بپردازند و واقعاً یک دقیقه را در آن فروگذار نکنند، این است که به فرهنگ عمومى جامعه و ابزارها و وسائل فرهنگى، جهت ارزشى بدهند. چون تلاش زیادى شده تا جریانهاى فرهنگى و عاملهاى فرهنگى - هنر و ادبیات و شعر و سینما و بقیه - در جهت غیر ارزشى حرکت کنند و راه بیفتند. ( بیانات در دیدار با هیئت دولت؛4 شهریور86)
  •  یکى هم توجه به مقوله‌ى فرهنگ است که خیلى مهم است... همان طور که بارها گفتیم مثل هوایى است که انسان در آن تنفس میکند. همه - بزرگ، کوچک، بالا، پائین، قشرهاى مختلف، مسئول، غیرمسئول - در فضا تنفس میکنند. این فضا را درست کنید، تا همه سالم تنفس کنند. ( بیانات در دیدار با هیئت دولت؛2 شهریور87)
  •  تکلیف این را روشن کنیم. یک وقت هست که یک دستگاهى به امور فرهنگى بى‌‌‌‌‌‌اعتناء است، یک وقت نه، یک دستگاهى اعتناء و اهتمام به امور فرهنگى دارد، لیکن هدفگذارى‌‌‌‌‌‌هاى فرهنگى‌‌‌‌‌‌اش دچار اختلال یا دچار خدشه است. این هدفگذارى‌‌‌‌‌‌ها خیلى مهم است؛ از این نبایستى غفلت کرد. ما چه میخواهیم بکنیم با اخلاق مردم، با فرهنگ مردم؟ آیا ما به عنوان دولت اسلامى میتوانیم هدایتِ فرهنگى جامعه‌‌‌‌‌‌ى خودمان را رها کنیم؟ قطعاً نه، جزو وظائف ماست. ( بیانات در دیدار با هیئت دولت؛18 شهریور88)
  •  یکى دو سال پیش که همین مجموعه اینجا حضور داشتید، من راجع به مسئله‌ى فرهنگى از دستگاه دولتى یک گله‌اى کردم. حالا خوشبختانه انسان احساس میکند که در دولت به کار فرهنگى اهتمام ورزیده میشود. بودجه‌هاى فرهنگىِ بزرگ و کلان و در واقع کارهاى گوناگون و تکرار مسائل فرهنگى و اینها خوب است؛ انسان این اهتمام را مشاهده میکند، خرسند میشود؛ منتها اوائل امسال بود یا پارسال بود - یادم نیست - که وقتى راجع به همین بودجه‌ى فرهنگى صحبت شد، به آقاى رئیس جمهور گفتم که من وقتى شنیدم شما این رقم کلانِ سنگینِ فرهنگى را تصویب کردید، از نحوه‌ى مصرف و جذب آن نگران شدم؛ با اینکه قاعدتاً آدم باید خوشحال بشود وقتى که بودجه‌ى فرهنگى زیاد میشود. مدیران ما دوست دارند که بودجه‌اى که به آنها داده میشود، جذب کنند؛ چون میدانند که اگر امسال جذب نکردند، سال دیگر خبرى نیست؛ لذا ناچارند جذب کنند. خوب، جذب بودجه‌ى فرهنگى در جاى مناسب، خیلى کار سختى است؛ کار آسانى نیست. کار فرهنگى مثل ساخت‌وساز نیست که آدم بگوید خیلى خوب، این زمین، این هم مصالح، حالا بروید بسازید. کار فرهنگى مصالحش خیلى سخت گیر مى‌آید؛ معمار و استادکارش خیلى دشوار به دست مى‌آید. لذاست که به نظر من توى کار فرهنگى یک مقدارى بایستى اهتمام ورزید. اولاً ببینیم ما چه قلم از قلمهاى کار فرهنگى را اهمیت میدهیم. در بعضى از آن دوره‌هاى قبل - که حالا نمیخواهیم خیلى مشخص کنیم و اسم بیاوریم، لیکن چاره‌اى هم نیست؛ انسان براى مقایسه مجبور است بگوید - میخواستند کار فرهنگى بکنند، گفتند بودجه‌ى فرهنگى؛ بنا کردند کاروانسراهاى شاه عباسىِ بین راه را به عنوان کار فرهنگى، آباد کردن! بله، آباد کردن کاروانسراى شاه عباسى چیز خوبى است، اثر باستانى هم هست؛ اما آیا کار اولویت‌دار فرهنگى ما همین است؟ ما که اینجور در مواجهه‌ى با فشار عظیم تبلیغات جهانى قرار داریم؛ سیاست در خدمت فرهنگ است، اقتصاد در خدمت فرهنگ است، هنر در خدمت فرهنگ است، براى فشار آوردن به فرهنگ داخلى ملت ما. آنها میدانند که اگر فرهنگ را عوض کردند، دیگر مبارزه‌اى باقى نمیماند. اگر مبارزه‌ى با استکبار هست، اگر میل به ایستادگى و مقابله‌ى با دخالت اجنبى هست، به خاطر فرهنگ است. انسان یک فرهنگى دارد، همین فرهنگ را بیایند عوض کنند، همه چیز میشود مال خودشان؛ لذا همه‌ى فشار روى فرهنگ است. ( بیانات در دیدار با هیئت دولت؛8 شهریور89)
  •  در زمینه‌هاى فرهنگى، دنبال کارهاى تشریفاتى و ویترینى نباشید. نمایش دادن کار فرهنگى، نه اینکه فایده‌اى ندارد؛ ضرر هم دارد. در زمینه‌ى فرهنگ باید دنبال کارهاى محتوائى و اصیل و واقعى رفت، که امروز نیاز عمده‌ى کشور هم این است. ( بیانات در دیدار با هیئت دولت؛8 شهریور89)
  •   آنچه که من لازم میدانم به دوستان دولت توصیه کنم، این است که مسئله‌ى فرهنگ را خیلى جدى بگیرید. اگر چنانچه ما کارهاى اقتصادى را - همچنان که در برنامه هست و آرزوهاى ما متوجه به آن است - انجام بدهیم، اما در زمینه‌ى کار فرهنگى عقب بمانیم، بدانید کشور لطمه خواهد دید. دشمنان ما یکى از چشمه‌هاى دشمنى‌شان کار اقتصادى است؛ یک چشمه‌ى مهم دیگر، کار فرهنگى است. البته نه وقت و نه ظرفیت جلسه اجازه نمیدهد که انسان در این زمینه وارد بشود؛ لیکن فى‌الجمله دوستان توجه داشته باشند که کار فرهنگ، کار بسیار مهمى است؛ با ملاحظه‌ى جهتگیرى‌هاى انقلابى و اسلامى. در زمینه‌ى فرهنگ، دچار رودربایستى نشوید. در همه‌ى شعبه‌هاى فرهنگى - چه در موضوع کتاب، چه در کارهاى هنرى، چه در مؤسسات فرهنگى - جهتگیرى‌ها را انقلابى و اسلامى قرار بدهید. اولویتها را در اینجا هم ملاحظه کنید، چون منابع بالاخره محدود است. البته مصوبه‌ى دولت در زمینه‌ى بودجه‌ى فرهنگى، مصوبه‌ى خوبى است؛ اگرچه حالا شنیدم که خیلى از مبالغ این مصوبه تخصیص داده نشده.( بیانات در دیدار با هیئت دولت؛6 شهریور90)

 

  •  در زمینه‌‌ى فرهنگ فرصت نشد آقایان گزارشى بدهند. من یک جمله عرض بکنم: به کارهاى سطحى نباید اکتفاء کرد. به کارهاى عمیق‌‌تر، کارهاى بنیانى‌‌تر، کارهائى که از یکى‌‌شان دهها کار صادر میشود و نشئت میگیرد، توجه کنید. من یک وقتى نسخه‌‌اى از آن کارهاى عمیقِ لازم را به آقاى رئیس‌‌جمهور دادم؛ همانها باید دنبال شود و باید دنبال میشد!! در باب فرهنگ باید بشدت مراقبت شود که ما به «فرهنگ مهاجم» کمک نکنیم. فرهنگ مهاجم خطرناک است. اگر ما فرهنگ عمومى کشور و فرهنگى که نخبگان و مردم و قشرهاى گوناگون را به سمت یک هدفى هدایت میکند، نتوانیم از آسیب دشمن محفوظ بداریم، کار خیلى مشکل خواهد شد؛ هرچه هم شما تصمیم بگیرید، اینها مى‌‌آیند خرابش میکنند و جور دیگرى منعکس خواهد شد. ( بیانات در دیدار با هیئت دولت؛2شهریور91)

14. بهانه دادن دست دیگران

  •  یک توصیه‌ى دیگر این است که بهانه هم دست دیگران ندهید. من مى‌بینم متأسفانه گاهى بهانه‌هایى هم از طرف خودِ شما داده میشود که این را هم بایستى توجه کنید که بهانه هم دست دیگران ندهید ... خلاصه اینکه مواظب باشید، مراقبت کنید؛ «اتّقوا من مواضع التّهم»؛ براى خودتان و براى دولت مسئله درست نکنید و براى جنجال‌آفرینى‌ها - که کسانى دنبالش هستند - بهانه ندهید. ( بیانات در دیدار با هیئت دولت؛2 شهریور87)
  • مسئله‌ى دیگرى هم که باز مطرح میشود و من به طور کلى عرض میکنم، این است: با این همه کارى که دولت دارد، سعى کنید دچار حاشیه‌سازى‌هاى مسئله‌دار نشوید. دولت دارد کار میکند، تلاش میکند، میدان هم براى کار بحمداللَّه هست، نیاز هم به کار هست. خب، یک میدان کارى وجود دارد، نیاز فراوانى هم وجود دارد، دولت هم نشان داده که اهل خطرپذیرى و وارد شدن در میدانهاى کار و با همه‌ى وجود کار کردن و وارد میدان شدن است؛ خیلى خوب، با این اوضاع و احوال، واقعاً شایسته و سزاوار نیست که حواشى‌اى به وجود بیاید؛ حالا چه حواشى‌اى که خود شما گاهى اوقات بى‌توجه به وجود مى‌آورید، چه آنهائى که دیگران به وجود مى‌آورند و شما هم تسلیم آنها میشوید؛ از این حواشى باید پرهیز کرد. نگذارید در فضاى کشور، در فضاى بین دولت و مردم، درگیرى‌ها و دلهره‌هائى به وجود بیاید که شماها را از کار باز بدارد... مسائل گوناگونى مطرح میشود. توصیه‌ى من  این است که در زمینه‌ى علاقه‌ى به ایران، علاقه‌ى به کشور و گرایش به ایران، چند نکته را توجه داشته باشید... روى ایرانِ بعد از اسلام تکیه شود. افتخاراتى که ایرانِ دوره‌ى اسلامى دارد، در هیچ دوره‌ى دیگرى از دوره‌هاى تاریخىِ ما این افتخارات وجود ندارد؛ من این را با استدلال به شما عرض میکنم و این قابل اثبات است. گسترش کشور، پیروزى‌هاى بزرگ نظامى کشور، پیشرفتهاى عظیم علمى کشور در زمینه‌هاى گوناگون، همه‌اش مال دوره‌هاى بعد از اسلام است. نه اینکه قبل از اسلام از این چیزها ندارد؛ چرا، اما نسبت به دوره‌ى اسلامى، آنها ناقص است، کم است. ( بیانات در دیدار با هیئت دولت؛6 شهریور90)

15. تعامل با نخبگان

  •  نکته‌ى بعدى، تعامل با نخبگان همفکر و بااخلاص است. آقاى رئیس‌جمهور اشاره کردند در سرتاسر کشور نخبگان زیادى هستند - در تهران هم خیلى هستند، در جاهاى دیگر هم هستند - باید با اینها تعامل کنیم. البته نشست و برخاست با نخبگان در سفرها خوب است؛ لیکن این کافى نیست، بیش از این لازم است. اصلاً نباید خود را از تعامل با اینها و استفاده‌ى از وجود اینها محروم کرد؛ همچنان که از ظرفیت مدیریتى کشور نباید غافل شد. ما الان در طول این سالهاى متمادى، بالأخره افراد زیادى داشته‌ایم که در این چرخه‌ى مدیریتى کشور ورز خورده‌اند؛ این ورز خوردن نیروها و ورزیده شدن آنها خیلى چیز باارزشى است. این ظرفیتى است و از این ظرفیت باید استفاده کرد. در هر رده‌اى از مسئولیتها که میتوانید اعتماد کنید، حتماً از این مدیریتها استفاده کنید؛ اینها به درد بخورند. البته یک وقتى آدمى است که عناد و دشمنى دارد، بناى بر اخلال و کارشکنى دارد، خوب، بدیهى است که از او نمیتوان استفاده کرد. اما وقتى یک مدیر شایسته و آدم بااخلاصى است و به کشور و اهداف کلان نظام و اینها علاقه‌مند هم است، از این ظرفیت مدیریتى حتماً استفاده کنید. اینها به تدریج جمع شده‌اند و نباید آسان از دست داد. ( بیانات در دیدار با هیئت دولت؛6 شهریور85)
  •  از نخبگان استفاده کنید. نخبگان کشور زیادند و در این جمع و جمعهاى مرتبط با این جمع هم منحصر نمى‌شوند. ما انصافاً آدمهاى نخبه در کشور کم نداریم؛ در دانشگاهها هستند، در محیطهاى کارى و تحقیقاتى هستند. گاهى که انسان با افراد نخبه برخورد مى‌کند، مى‌فهمد که همه هم آماده و مشتاقند و دلشان مى‌خواهد کمک کنند؛ جویا و خواهان اینها باشید. البته این باید در عمل نشان داده بشود تا نخبگان بیایند و خودشان را عرضه کنند که یک مسئله‌ى مهمى است. ( بیانات در دیدار با هیئت دولت؛4 شهریور86)
  •  مسأله‌ى بعدى، تعامل نظام‌مند با نخبگان و اهل نظر - حتى مخالفین - است؛ با اینها هم باید تعامل کرد. نخبگان جامعه را نباید فراموش کرد. من اعتقادم این است که بر طبق فرمایش مولاى متقیان، آن جایى که بین خواست نخبگان و خواست مردم - عامه‌ى مردم - تعارض وجود دارد، خواست عامه‌ى مردم مقدم است؛ این همانى است که در نامه‌ى معروف حضرت و فرمان معروف حضرت به مالک اشتر، به این معنا تصریح شده؛ اما همیشه از این قبیل نیست. گاهى نخبگان نظرات اصلاحى‌اى دارند که بایستى از اینها استفاده کرد. یعنى همچنانى که گفته میشود که «همه چیز را همگان دانند»، «همه کار را هم همگان توانند»؛ واقعش این جورى است. از نظرات و از نیرو و از کار همه‌ى نیروها استفاده بشود. ( بیانات در دیدار با هیئت دولت؛2 شهریور87)
  •  بعضى از نخبگان دانشگاه‌‌‌‌‌‌ها مردمان خیرخواهى هستند؛ ما مى‌‌‌‌‌‌بینیم. به بنده گاهى نامه‌‌‌‌‌‌هائى مینویسند، من هم بحمداللَّه توفیق دارم، خیلى از این نامه‌‌‌‌‌‌هائى که نخبگان و فرزانگان حوزه و دانشگاه به من مینویسند، نگاه میکنم و خودم میخوانم. ... انتقاد دارند؛ به بنده، به شما، به فلان کار، به فلان اقدام، به فلان تصمیم. ممکن است ایراد داشته باشند، اعتراض داشته باشند. ممکن است آن اعتراض به نظر ما وارد هم نباشد. ... اما یک جا هم در خلال حرفها انسان مى‌‌‌‌‌‌بیند که نه، یک نکته‌‌‌‌‌‌ى روشنى، یک حرف خوبى هست، انسان استفاده میکند. این ذهن فعالِ این انسان نخبه را، انسان براى خودش نگه دارد. شما وقتى از انتقاد او، از تذکر او استقبال کردى، در واقع ذهن او و فکر او را به عنوان یک پشتوانه‌‌‌‌‌‌اى براى خودتان نگه میدارى. او احساس میکند که میتواند کمک فکرى براى شما باشد. این همان راهى است که ما همیشه گفتیم بین خودتان و نخبگان باز کنید. ( بیانات در دیدار با هیئت دولت؛18 شهریور88)
  •   نکته‌اى که من میخواهم اضافه کنم، این است که در ملاقاتهاى متعددى که من با نخبگان و زبدگان کشور - دانشگاهى، حوزوى - در سطوح مختلف دارم، مکرر از شما مسئولان محترم گله میکنند که اینها در بین ما نمى‌آیند و با ما در این زمینه‌ها صحبت نمیکنند. این اشکال بر شما وارد است. من چند روز پیش هم در دیدار اساتید دانشگاه همین را مطرح کردم. آنها بارها به من گفتند، در آن جلسه هم گفتند؛ من هم مطرح کردم. ( بیانات در دیدار با هیئت دولت؛6 شهریور90)
  •   این(برنامه های اقتصادی) را ببرید در مجموعه‌ى نخبگان؛ تشریح کنید، توجیه کنید، بیان کنید. فرض بفرمائید وزیر محترم اقتصاد یا رئیس کل بانک مرکزى وقتى که در جمع بزرگى از دانشگاهیان بروند، ممکن است در بین سؤالاتى که انجام میگیرد یا انتقادهائى که میشود، احیاناً سؤالهاى جهت‌دار و انتقادهاى داراى علل غیر فنى هم وجود داشته باشد؛ باشد، اشکالى ندارد. شما بروید... احیاناً ممکن است برخى از انتقادها صورت بگیرد که براى شما مفید باشد. یعنى در زمینه‌ى کارهاى زیربنائى، در زمینه‌ى کارهاى اقتصادى، در زمینه‌ى مسائل مربوط به کار و اشتغال و غیره، این هم‌افزائى به وجود خواهد آمد. به نظر من این کار، کار لازمى است؛ من توصیه‌ام این است. ( بیانات در دیدار با هیئت دولت؛6 شهریور90)
  •   همه‌‌ى توان هم باید به میدان و به صحنه بیاید. کشور ظرفیتهاى خوبى دارد، توانهاى خوبى دارد؛ هم در درون دولت ظرفیتهاى بالائى هست، هم در بیرون دولت. من مى‌‌بینم گاهى اوقات بعضى از مسئولین بخشها، از افرادى که خارج از تشکیلات دولتند، کمک فکرى میگیرند؛ این کار خوبى است؛ این را توسعه بدهید، از این ظرفیت استفاده کنید. افرادى هستند که دلسوزانه و با علاقه و شوق حاضرند در کنار دولت باشند و با دولت همکارى کنند؛ از نیروهاى اینها استفاده شود؛ اینها جزو ظرفیتهاى کشورند. ( بیانات در دیدار با هیئت دولت؛2شهریور91)

16 . در دولت نباید کارهاى موازى انجام بگیرد

  • در مدیریتهاى دولتى، کار موازى است. در دولت نباید کارهاى موازى انجام بگیرد. کار موازى چند عیب دارد: اولاً هزینه‌ى انسانى زیادى بیجا مصرف میشود، ثانیاً هزینه‌ى مالى زیادى مصرف میشود، ثالثاً تناقض در تصمیم‌گیرى‌ها به وجود مى‌آید - وقتى دو دستگاه مسئول یک کارى هستند، این یک تصمیم میگیرد، آن هم یک تصمیم دیگر میگیرد - و رابعاً از همه بالاتر، مسئولیت لوث میشود. فرض کنید توى فلان مسئله‌ى اقتصادى یا مسئله‌ى فرهنگى یا مسئله‌ى سیاست خارجى یا هرچه، اگر چنانچه یک مشکلى پیش بیاید، مسئولیت لوث میشود. وقتى کار موازى انجام گرفت، مسئولیت لوث میشود. بین دولت - یعنى قوه‌ى مجریه - و بعضى از دستگاه‌هاى بیرون از قوه‌ى مجریه، یک جاهائى بعضى موازى‌کارى‌ها هست. همه‌ى تلاشمان این است که بلکه این موازى‌کارى‌ها را یک جورى حل کنیم، اصلاح کنیم، علاج کنیم. در داخل دولت، دیگر نبایستى از این موازى‌کارى‌ها به وجود بیاید. حالا یک موارد خاصى هست؛ اما کلى‌اش این است که موازى‌کارى خوب نیست. ( بیانات در دیدار با هیئت دولت؛8 شهریور89)

17. هدف این نشود که دل مردم را به دست بیاوریم

  • کار را براى خدا بکنید. نه اینکه چون مردم دوست دارند، این کار را بکنید؛ نه. اگر هدف این شد که دل مردم را به دست بیاوریم، ناکام خواهیم ماند. «لأقطعنّ امل کلّ ءامل غیرى»؛ این حدیث قدسى است، که در ذهنم اینجور است که با سند معتبرى از قول خداى متعال نقل شده که فرموده: من قطعاً امید آن کسى را که به غیر من امید ببندد، قطع خواهم کرد. ما باید امیدمان به خدا باشد، براى خدا کار کنیم؛ منتها میدانیم که کار براى خدا جاذبه دارد. این شعارها، شعارهاى الهى است. اگر چنانچه این پایبندى‌ها سست شود، اگر نسبت به این شعارها تقید و پایبندى کم شود، توفیقات الهى هم سلب خواهد شد. بسیارى از این موفقیتهائى که شما در میدان عمل دارید، و از اول انقلاب تا امروز هرچه که موفقیت بوده، به خاطر این است که توفیقات الهى شامل حال بوده و این کمکِ الهى است. اگر کار براى خدا نباشد، این موفقیتها از ما گرفته خواهد شد. همان شور و نشاط و تلاش و خدمت صادقانه و بدون توقع مزد و منت باید ادامه پیدا کند. این یک نکته‌ى اصلى است. ( بیانات در دیدار با هیئت دولت؛6 شهریور90)

18 . شتابزدگی

  •  سرعت را با دقت همراه کنید. سرعت غیر از شتابزدگى است؛ شتابزدگى بد است. سرعت وقتى با دقت همراه شد، کار معقول و صحیح است. سرعتِ بدون دقت، مى‌شود شتابزدگى. مواظب باشید در تصمیم‌گیریها و نوع کارها، شتابزدگى پیش نیاید و دست‌پاچه‌مان نکنند. گاهى اوقات دست‌پاچه کردنِ مسئولان به مسائل مختلف - گاهى بعضى از نخبگان، بعضى از آحاد مردم و بعضى از مرتبطین، آدم را سر یک کارى دست‌پاچه مى‌کنند - آنها را عقب مى‌اندازد... من تأکید میکنم، این سرعت عملى که در رفتار دولت مشاهده میشود، چیز ممدوحى است؛ اما مراقب باشید این سرعت عمل، شکل شتابزدگى به خودش نگیرد؛ یعنى همیشه با دقت همراه باشد. ( بیانات در دیدار با هیئت دولت؛6 شهریور85)
  •  همین مسئله‌ى هدفمند کردن یارانه‌ها، واقعاً چیز خیلى مهمى است؛ در دولتهاى قبل هم مطرح بوده - بارها صحبت شده بود و گفته شده بود - منتها پیشرفت نمیکرد. یا مشکلاتى که در قضیه‌ى بانکها و مالیات و بیمه و گمرک و سایر چیزهایى که در بخشهاى مختلف این طرح تحول وجود دارد، کارهاى بسیار بزرگ و مهمى است؛ حتماً هم باید انجام بگیرد. من توصیه میکنم در این کار حزم به خرج بدهید؛ یعنى مطلقاً نگذارید در این قضیه‌ى بزرگ، شتابزدگى به وجود بیاید. ... یعنى مراقبت بکنید که هیچ عجله و شتابزدگى نباشد. توقف و ترسیدن از ورود در این میدان را به هیچ وجه توصیه نمیکنم؛ اما نگاه کردنِ جلوى پا، نگاه کردن به چشم‌اندازهاى دوردست و تبعاتى که ممکن است به وجود بیاید و راه جلوگیرى از آن تبعات را توصیه میکنم. ( بیانات در دیدار با هیئت دولت؛2 شهریور87)




      

 



_ نقاط ضعف دولت احمدی نژاد _

1. تعامل با دیگر قوا

  •  نکته‌ى بعدى - که این هم بسیار مهم است - مسئله‌ى تعامل با قواست. بالأخره شما و مجلس و قوه‌ى قضائیه یک واحدید و یک کلّ هستید؛ ناچار باید با هم تعامل کنید. این هم نمیشود که این قوّه تقصیر را بر گردن آن قوه بیندازد و آن قوه تقصیر را بر گردن این قوه بیندازد. ( بیانات در دیدار با هیئت دولت؛6 شهریور85)
  •  بدنه این تعامل (تعامل دولت با قوای دیگر) باید تقویت بشود؛ یعنى کوشش بشود که تعامل منطقى و صحیح برقرار شود. ( بیانات در دیدار با هیئت دولت؛4 شهریور86)
  •   تعامل با دو قوه‌ى دیگر هم یکى از این توصیه‌هاست. تعامل با مجلس و تعامل با قوه‌ى قضائیه، کار لازمى است؛ این را مطلقاً نباید ندیده گرفت. ( بیانات در دیدار با هیئت دولت؛2 شهریور87)

 

  •   باید جورى بشود که هم مجلس، هم دولت از جایگاهى که خودشان را در آن قرار داده‌اند، انعطاف داشته باشند؛ بتوانند حرکت کنند که به هم برسند تا برنامه، برنامه‌ى منسجمى از آب در بیاید که مورد اتفاق دولت و مجلس باشد تا عملى شود. ( بیانات در دیدار با هیئت دولت؛8شهریور89)
  •  انتقادپذیرى را در خودتان نهادینه کنید. باید جورى باشد که مسئولین دولتى انتقادپذیرى را در نفس خودشان پذیرا باشند. البته این کار، سخت هم هست، اما باید با سعه‌ى صدر برخورد کرد. ( بیانات در دیدار با هیئت دولت؛8 شهریور89)
  •   مسئله‌ى همکارى قوا را حل کنید... شما که قوه‌ى مجریه هستید و اینجا حضور دارید، به شما باید سفارش کنم. هرچه میتوانید، در آن جاهائى که میشود کوتاه آمد، کوتاه بیائید؛ چه اشکالى دارد؟ آنجائى که میشود تبیین کرد، تبیین کنید. آنجائى که میشود با ایجاد ارتباطات دوستانه، مسئله را حل کرد، اینجورى حل کنید. ( بیانات در دیدار با هیئت دولت؛6 شهریور90)
  •   مسئله‌‌ى وحدت و انسجام ملى هم به نظر من چیز خیلى مهمى است؛ که ما حالا اینقدر این قضیه را تکرار کردیم که کأنه الفاظ دارد خاصیتهاى خودش را در افاده‌‌ى معنا از دست میدهد! ما باید همه یک حرف بزنیم. مسئولین باید جهتگیرى‌‌ها را دقیق و منطبق بر یکدیگر قرار بدهند؛ این به عهده‌‌ى همه است. تقصیرها را هم گردن یکدیگر نیندازیم.... اینکه بگوئیم آقا ما میخواهیم فلان کار را بکنیم، نمیگذارند؛ یا فلان کار را کردیم، جلویش را گرفتند؛ یا فلان تصمیم را گرفتیم، اقدام نکردند، انجام ندادند - که قواى مختلف و بخشهاى مختلف به همدیگر بگویند - این را کسى قبول نمیکند... ما نباید تعامل قوا با یکدیگر را دست‌‌کم بگیریم. ( بیانات در دیدار با هیئت دولت؛2شهریور91)

2. نظارت بر زیر مجموعه ها، پیگیری مصوبات

  •   نظارت بر زیرمجموعه هم خیلى مهم است. من اصرار و تأکید دارم که شما دوستان عزیز - که مسئولان بالا و مدیران ارشد هستید - مسأله‌ى نظارت بر زیرمجموعه‌ى خودتان را بسیار اهمیت بدهید. چشمهاى بینا و بصیر و باز شماست که وقتى در دائره‌ى مسئولیت تان میچرخد، میتواند صحت کار و پیشرفت کار را تضمین کند. ( بیانات در دیدار با هیئت دولت؛2 شهریور87)
  •  چقدر خوب است که همه‌ى وعده‌هائى که دولت به مردم داده، عمل بشود. اگر چنانچه وعده‌اى به مردم داده بشود و عمل نشود، این مشکلات درست خواهد کرد؛ نه فقط نسبت به دولت، بلکه به نظام. آقاى رئیس جمهور اشاره کردند که به ما میگویند شما سطح توقعات مردم را بالا بردید. این بالا بردن سطح توقعات، ناشى از این نیست که شما نواقص خودتان را گفته‌اید، مردم توقعاتشان بالا رفته؛ نه، توقعات با دادن وعده‌ها بالا میرود. ( بیانات در دیدار با هیئت دولت؛6 شهریور90)
  •   یکى مسأله‌ى پیگیرى مصوبات است؛ بخصوص مصوبات سفرها و وعده‌هایى که داده میشود. شما به جایى مسافرت میکنید؛ مثلاً گفته میشود دولت صد یا دویست مصوبه براى آن‌جا داشت؛ باید به طور جد دنبال کنید که اینها تحقق پیدا بکند... اگر نمیشود، همان وعده‌اى که داده‌اید، صاف بیائید به مردم بگوئید نمیشود. ( بیانات در دیدار با هیئت دولت؛2 شهریور87)
  •   البته طبیعى است که شما میخواهید آنچه را که میگوئید، بتوانید عمل کنید - در این شکى نیست - اما روى این اهتمام داشته باشید که هر آنچه به عنوان یک وعده از شما صادر میشود، مردم در موعد معین ببینند که آن وعده تحقق پیدا کرد. اگر از صد تا کارى که شما میگوئید، نودتایش را انجام بدهید، ده تایش انجام نگیرد، همین در ذهن مردم یک اختلالى ایجاد خواهد کرد. آنچه را که آدم احتمال میدهد انجام نشود، به صورت احتمال بگوید، به صورت قطع و یقین نگوید. ( بیانات در دیدار با هیئت دولت؛2شهریور91)

3. غرور، نصیحت علمای دینی را بپذیرید

  •  در چاله‌ى غرور نیفتید که بیرون آمدن از این چاله خیلى دشوار است و کمک الهى را لازم دارد. ( بیانات در دیدار با هیئت دولت؛4 شهریور86)
  • مفتخر باشید به رأى مردم، مستظهر باشید به رأى مردم؛ اما مغرور نشوید، که اگر خداى نکرده غرور به سراغ ماها آمد، آن وقت انحرافها و انحطاطهاى گوناگونى را در پیش پاى خودمان خواهیم دید. مراقب باشید؛ این از آن دامهاى بزرگ شیطان است. معمولاً بعد از پیروزى‌‌‌‌‌‌هاى بزرگ، خطرهاى بزرگ وجود دارد... سیاسیونى که در مساند قدرت نشسته‌‌‌‌‌‌اند، از این پیروزى بزرگى (رای 25 میلیونی مردم) که در عرصه‌‌‌‌‌‌ى سیاسى برایشان پیدا شد، بر اثر این حادثه مغرور نشوند: «و ما رمیت اذ رمیت و لکنّ اللَّه رمى‌‌‌‌‌‌» ( بیانات در دیدار با هیئت دولت؛18 شهریور88)
  •  نصیحت علماى دینى را قدر بدانید، مغتنم بشمارید. گاهى علماى دین، بزرگان دین، مراجع حتّى، نصایحى میکنند، درباره‌‌‌‌‌‌ى مسائلى توصیه‌‌‌‌‌‌هائى میکنند؛ این را مغتنم بشمرید؛ اینها را حمل بر محبت و علاقه‌‌‌‌‌‌مندى بکنید. ( بیانات در دیدار با هیئت دولت؛18 شهریور88)


4. بهره گرفتن از انقلاب های منطقه

  •   از این حوادث منطقه هم باید حداکثر بهره گرفته شود به نفع اهداف انقلاب. این حوادث منطقه - همان طور که اشاره کردم - حوادث بسیار مهمى است و ضربه‌‌ى سنگینى بوده به جهتگیرى استکبار در این منطقه. بلاشک شما بدانید؛ آمریکا و صهیونیسم - نه فقط دولت صهیونیستى، بلکه تشکیلات قوى و فعال و پرنفوذ صهیونیسم در دنیا - حالاحالاها نخواهند توانست خودشان را از آسیبهاى این حرکت عظیمى که اتفاق افتاد، نجات بدهند. اینها در مقابل این حوادث، به معناى واقعى کلمه غافلگیر شدند. ( بیانات در دیدار با هیئت دولت؛2شهریور91)

5. کوتاهی در قبال سند چشم انداز

  •  دولت محترم و خدمتگزار با برنامه‌ریزى صحیح، به همان کیفیتى که در سند چشم‌انداز بیست ساله تصویب شده و سیاست‌هایى که اعلام شده است - که جهت این سیاست‌ها هم عدالت، رفاه عمومى و توسعه‌ى علمى و فنى و همه‌جانبه و عدالت‌محور است - در این جهت حرکت کند. دستیابى به این اهداف والا، دور از دسترس نیست. با تلاش، با توکل به خدا، با تکیه‌ى به مردم، با استفاده از نیروهاى بانشاطى که در جامعه‌ى جوان ما بحمداللَّه فراوانند، مى‌توان به این هدفها دست یافت.(تنفیذ حکم ریاست جمهوری نهم)
  •  آن کارِ واحدِ بزرگ عبارت است از پیشرفت و ارتقاء کشور به سمت و سوى اهدافى که براى خودمان ترسیم کرده‌ایم، که همان اهداف انقلاب اسلامى است و ریزتر شده، آنچه در سند چشم‌انداز بیست‌ساله تبیین شده است. براى این کار بزرگ، همه‌ى این مدت را قدر بدانید. شما چهار سال، یعنى حدود 1450 روز وقت دارید. ( بیانات در دیدار با هیئت دولت؛ 8 شهریور84)
  •  نکته‌ى بعدى توجه دائم به سند چشم‌انداز است. این سند چشم‌انداز، مسئله‌ى مهمى است. نباید هم تصور شود که این سند یا سیاستهاى کلى را کسانى نشسته‌اند و دارند تنظیم میکنند؛ نه. درست است که اینها یک فرایندى دارد و از یک جاهایى شروع میشود؛ لیکن آن کسى که در این زمینه کار و فکر میکند و تصمیم مى‌گیرد، خودِ رهبرى است؛ این سیاستها، سیاستهاى رهبرى است. اینها چیزهایى است که با توجه به همه‌ى جوانب ملاحظه شده و این سند چشم‌انداز درآمده است و بر اساس سیاستهاى کلى‌اى که در این مدت وجود داشته، اعلام شده است. اینها باید در برنامه‌ها رعایت شود و نباید تخلف شود.( بیانات در دیدار با هیئت دولت؛ 6 شهریور85)
  •  در گزارش آقاى رئیس‌جمهور یک جمله‌ى کوتاهى گفته شد و اسم سند چشم‌انداز آمد؛ لکن این کافى نیست. سند چشم‌انداز، یک مسأله‌ى فرادولتى است؛ مال این دولت و آن دولت و این سیاست و آن سیاست و این جریان و آن جریان نیست؛ محصول یک کار فشرده و متراکم است؛ کارِ کارشناسى شده است؛ و درست هم هست. این سند، در واقع برنامه‌ى کلان بیست‌ساله‌ى ماست و یک سند به معناى حقیقى کلمه است. ( بیانات در دیدار با هیئت دولت؛4 شهریور86)
  •  سند چشم‌انداز را هیچ نبایستى مورد غفلت قرار داد. این حقیقتاً یک سند واقعى و یک نقشه‌ى راهِ حقیقى است. باید دستگاههاى نظارتى خودتان را محاسبه کنید. ( بیانات در دیدار با هیئت دولت؛2 شهریور87)
  •   یکى از مواردى که به نظر ما باید در جهتگیرى‌هاى کلى دولت مورد توجه قرار بگیرد، مسئله‌ى سند چشم‌انداز است. این سند چشم‌انداز یک کار اساسى بود که در کشور انجام گرفت؛ بررسى شد، مطالعه شد، جوانبش سنجیده شد. آنچه که در این سند هم آمده، شعار نیست. با توجه به امکانات و واقعیات، این سند تنظیم شده. این سند در واقع نقشه‌ى راه بیست ساله‌ى ماست. ( بیانات در دیدار با هیئت دولت؛8 شهریور89)
  •  این چشم‌انداز هدفگذارى شده است، یک سند بالادستى است؛ باید ما این را حتماً رعایت کنیم. بدون جهاد اقتصادى، به چشم‌انداز نخواهیم رسید. در چشم‌انداز، قدرت اول اقتصادى منطقه هم مطرح شده. در این میدان - که میدان مسابقه است - اگر چنانچه عقب ماندیم، ضربه خواهیم خورد. آن روز در آن جلسه هم مطرح شد که مسئله‌ى چشم و همچشمى مطرح نیست؛ مسئله این است که در این چالش عمومى و میدان تحرکات عمومىِ دولتها در این برهه‌ى از زمان، اگر کسى عقب ماند، پامال خواهد شد. پیشرفت اقتصادى ما و رسیدن به اهداف چشم‌انداز، به خاطر این است که اگر چنانچه به آنجا نرسیدیم، ملت ما و کشور ما دچار ضربات سختى خواهد شد؛( بیانات در دیدار با هیئت دولت؛6 شهریور90)

6. رعایت قوانین

  •  یکى مسأله‌ى رعایت قوانین است. قانون را اهمیت بدهید. قانون - وقتى که با ساز و کار قانون اساسى پیش رفت - حتمیت و جزمیت پیدا میکند. ممکن است همان مجلس یا دولت یا دیگران مقدماتى فراهم کنند که آن قانون عوض بشود - با طرحهایى که در مجلس مى‌آید، با لوایحى که دولت میدهد، با تصمیم‌سازیهایى که در بخشهاى مختلف انجام میگیرد - عیبى ندارد؛ اگر قانون نقص دارد، ضعف دارد و غلط است، عوض بشود؛ اما تا مادامى که قانون، قانون است، حتماً بایستى به آن عمل بشود و به آن اهمیت داده بشود. ( بیانات در دیدار با هیئت دولت؛2 شهریور87)
  •  دولت به قانون اهمیت بدهد. بله اینى که آقاى رئیس جمهور گفتند که همه باید قانون را رعایت کنند، بله مسلم است؛ مجلس، قوه‌‌‌‌‌‌ى قضائیه، دستگاه‌‌‌‌‌‌هاى گوناگون، باید قانون را رعایت کنند؛ به آنها هم ما توصیه‌‌‌‌‌‌ى این را میکنیم، به شما هم توصیه میکنیم. قانون را دقیق رعایت کنید. خوب، حالا بعضى از منتقدین دولت گفتند که دولت قانون را رعایت نمیکند. آقاى رئیس جمهور هم در جواب گفتند که نه، این دولت قانون‌‌‌‌‌‌گراترین دولتهاست. این، دو تا ادعا شد؛ دو طرف قضیه. باز من این جا کار ندارم که کدام طرف ترجیح دارد، کدام طرف ترجیح ندارد. من میخواهم به شما عنوان مسئولین مجریه‌‌‌‌‌‌ى کشور سفارش اکید بکنم که به قانون اهمیت بدهید. ( بیانات در دیدار با هیئت دولت؛18 شهریور88)
  •  تکیه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ى بر برنامه، تکیه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ى بر قانون، همکارى قواى سه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌گانه با یکدیگر، جزو وظائف اصلى است. (تنفیذ حکم ریاست جمهوری دهم)

 

7. کار کارشناسی

  •  همه به کار کارشناسى احتیاج داریم. کار بدون کارشناسى، ابتر و عقیم و خنثى خواهد بود. این حرف موجب نشود که ما به کار کارشناسى بى‌اعتنایى کنیم. کارشناسان صادق و خوب در دستگاهها و مجموعه‌ى ظرفیت عظیم انسانى کشور هستند؛ حتماً از نظر کارشناسى این افراد صادق و مؤمن استفاده کنید. کار بدون کارشناسى نباید انجام بگیرد. ( بیانات در دیدار با هیئت دولت؛6 شهریور85)
  •     مى‌خواهم تأکید کنم بر این‌که کار کارشناسى را حقیقتاً جدى بگیرید؛ بخصوص در کارهاى مبنایى و بنیانى، مثل مسأله‌ى برنامه‌ریزى و بودجه‌نویسى، یا مسأله‌ى شوراها و امثال اینها؛ اینها کارهاى بنیانى و ماندگار است؛ یعنى باید بماند. اگر کارِ کارشناسى عمیقِ دقیقِ همه‌جانبه‌ى متبحرانه‌اى انجام گرفت، این کار ماندگار خواهد شد؛ والّا اگر چنانچه گوشه‌ى کارشناسى‌اش سائیده بود، زحمات شما به هدر خواهد رفت. ( بیانات در دیدار با هیئت دولت؛4 شهریور86)

 

 

8. عدالت همراه عقلانیت و معنویت باشد

 

  • اگر بخواهیم عدالت به معناى حقیقىِ خودش در جامعه تحقق پیدا کند، با دو مفهوم دیگر بشدت در هم تنیده است؛ یکى مفهوم عقلانیت است؛ دیگر معنویت. اگر عدالت از عقلانیت و معنویت جدا شد، دیگر عدالتى که شما دنبالش هستید، نخواهد بود؛ اصلاً عدالت نخواهد بود. عقلانیت به‌خاطر این است که اگر عقل و خرد در تشخیص مصادیق عدالت به‌کار گرفته نشود، انسان به گمراهى و اشتباه دچار مى‌شود؛ خیال مى‌کند چیزهایى عدالت است، در حالى‌که نیست؛ و چیزهایى را هم که عدالت است، گاهى نمى‌بیند. بنابراین عقلانیت و محاسبه، یکى از شرایط لازمِ رسیدن به عدالت است.
  • عقلانیت و محاسبه که مى‌گوییم، فوراً به ذهن نیاید که عقلانیت و محاسبه به معناى محافظه‌کارى، عقل‌گرایى و تابع عقل بودن است. عاقل بودن و خرد را به کار گرفتن با محافظه‌کارى فرق دارد. محافظه کار، طرفدار وضع موجود است؛ از هر تحولى بیمناک است؛ هرگونه تغییر و تحولى را برنمى‌تابد و از تحول و دگرگونى مى‌ترسد؛ اما عقلانیت این‌طور نیست؛... اگر عدالت را از معنویت جدا کنیم - یعنى عدالتى که با معنویت همراه نباشد - این هم عدالت نخواهد بود. عدالتى که همراه با معنویت و توجه به آفاق معنوىِ عالم وجود و کائنات نباشد، به ریاکارى و دروغ و انحراف و ظاهرسازى و تصنع تبدیل خواهد شد؛ ( بیانات در دیدار با هیئت دولت؛8شهریور84)

 

  • در عدالت، هم عقلانیت بایستى مورد توجه باشد، هم معنویت. این را ما قبلاً هم عرض کرده‌‌‌‌‌‌ایم. اگر معنویت با عدالت همراه نباشد، عدالت میشود یک شعار توخالى. خیلى‌‌‌‌‌‌ها حرف عدالت را میزنند، اما چون معنویت و آن نگاه معنوى نیست، بیشتر جنبه‌‌‌‌‌‌ى سیاسى و شکلى پیدا میکند. دوم، عقلانیت. اگر عقلانیت در عدالت نباشد، گاهى اوقات عدالت به ضد خودش تبدیل میشود؛ اگر درست در باب عدالت محاسبه نباشد. خیلى از کارها را گاهى بعضى از این گروه‌‌‌‌‌‌هاى تند و افراطى توى این کشور به عنوان عدالت کرده‌‌‌‌‌‌اند، که ضد عدالت شده. اتفاقاً حالا همان تندى‌‌‌‌‌‌هاى آن حضرات موجب شده که خود آنها صد و هشتاد درجه گرایشهایشان عوض بشود! جور دیگرى حرف بزنند، جور دیگرى فکر کنند، جور دیگرى عمل بکنند. بنابراین در عدالت، عقلانیت شرط اول است؛ این هم توصیه‌‌‌‌‌‌ى دوم. ( بیانات در دیدار با هیئت دولت؛18 شهریور88)


9. عدم انفعال در مقابل تصمیمات دشمن

  • خب، دشمنان ما اقدامهاى جدیدى هم دارند میکنند، که این اقدامها تدابیر و راهکارهاى جدیدى میطلبد؛ این را همیشه باید توجه داشت. حالا بعضى از دوستان اشاره کردند که دشمنان یک تصمیمى را میگیرند، ما در مواجهه‌‌ى با آن تصمیم مشغول فعالیت میشویم و اقدامى را انجام میدهیم؛ خیلى خوب، این کار بسیار خوب است؛ منتها بهترش این است که قبل از اینکه آن تصمیم را طرف مقابل بگیرد، شما حدس بزنید آنچه را که او انجام خواهد داد. فرض بفرمائید که مشکل جابه‌‌جائى منابع مالى و ناشى از فروش نفت را شما از قبل هم حدس میزدید و میگفتید؛ یا مشکلى را که در خرید و فروش نفت و انتقال نفت و بیمه و از این چیزها به وجود آوردند، قبلاً همه را حدس میزدیم. راهها را از پیش آماده کنید. الان هم همین جور است. یعنى تصور نشود که دشمن از ادامه‌‌ى دشمنى‌‌هاى خودش دست برداشته؛ نه، آنها دنبال راهِ کارند. چون کارهائى که انجام دادند، به نتیجه نرسیده، حتماً دنبال راهکارهاى دیگرى خواهند بود - که البته آنها هم به نتیجه نخواهد رسید - شما آن راهکارها را حدس بزنید و از پیش، خودتان را آماده کنید. ( بیانات در دیدار با هیئت دولت؛2شهریور91)

10. تعیین اولویت های کاری

  •  اولویتهاى کارى را مشخص کنید؛ معنایش این نیست که به کارهاى غیراولى‌ نپردازید؛ نه، چند نقطه‌ى برجسته را که میتواند در بخشهاى دیگر اثر بگذارد و حالت سرفصل و چهارراه به خود میگیرد، اینها را مشخص کنید - چه در زمینه‌هاى اقتصادى، چه در زمینه‌هاى فرهنگى و چه در بقیه‌ى زمینه‌هایى که موجود است - و به طور مداوم روى آنها تکیه کنید؛ اگر امر دائر شد بین آنها و غیر آنها، آنها را مقدّم بدارید. ( بیانات در دیدار با هیئت دولت؛6 شهریور85)
  •   یکى از ضعفها این است که ما در کارها اولویت‌ها را نبینیم. یکى از آقایان اشاره کردند - که اشاره‌ى درستى است - به این که طرحهاى نیمه‌تمام را باید دنبال کنیم. این خیلى خوب است؛ این کار، کار لازمى است؛ من همیشه تأکیدم بر این است؛ منتها مشخص کنید، یک مجموعه‌ى کارى درست کنید، بنشینند واقعاً طرحهاى نیمه‌تمام را - حالا یک رقمى هم ذکر کردند که فلان تعداد طرحهاى نیمه‌تمام داریم - اولویت‌بندى کنند؛( بیانات در دیدار با هیئت دولت؛6 شهریور90)

 





      
واقعاً یکى از چیزهائى که ما همه‌مان باید توجه کنیم، به مردم هم باید بگوئیم، یاد بدهیم که توجه بکنند این است که: به صرف توهم این که حالا این کار مصلحت دارد، دستشان را، یا قلمشان را، یا وبلاگشان را آزاد نکنند که هر چه به دهنشان آمد، آن را بگویند.

به گزارش مشرق، صفحه ویژه انتخابات پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای در گزارشی گزیده بیانات رهبر معظم  انقلاب درباره وظایف رسانه‌ها در انتخابات را منتشر کرد.

متن این گزارش که در آن به 20 وظیفه رسانه‌ها در قالب بایدها و نبایدها اشاره شده است به شرح زیر است:



الف) بایدها
1- بر سطح آگاهی و تحلیل مردم بیافزایید
مطبوعات در کشور ایران و در نظام جمهورى اسلامى، کجاى کارند؟ که هستند و چه هستند؟ آیا زاید و سربارى هستند؟ زینت‌المجالسى هستند؟ یا نه؛ یک عنصر حقیقى و مؤثّر و اجتناب‌ناپذیر و سازنده‌اند؟ نظر ما، البته، معطوف به نکته دوم و جمله اخیر است. ما معتقدیم که مطبوعات براى نظام جمهورى اسلامى، یک مقوله تجمّلاتى و تشریفاتى نیست. بنابراین، افزایش آن، تنوّع آن، کیفیّت یافتن آن، و اگر خطایى دارد، تصحیح آن، جزو کارهاى اساسى در این نظام است.
نظام جمهورى اسلامى یک نظام مردمى است و کسى نمى‌تواند این را منکر شود. مخالفین ما هم نمى‌توانند این را منکر شوند. حداکثر این است که مردم را تخطئه مى‌کنند و مى‌گویند «مردم نفهمیدند و با این مسؤولین و این نظام، صفا کردند.» بالاخره صفاى مردم با این نظام را نمى‌توانند منکر شوند و این، مطلب واضحى است. سر و کارِ ما با مردم است؛ پس این نظام، نظامى است مردمى.
مردم باید اهل تحلیل شوند تا بفهمند که نظام برایشان مفید است. آگاهى براى چنین نظامى، مثل آب و هوا، لازم و واجب است. نظام ما، این گونه است. هر چه مردم بیشتر آگاه باشند، نظام جمهورى اسلامى، بیشتر سود مى‌برد. بنابراین، این نظام، به آگاه سازى مردم نیازمند است.
مطبوعاتى که طریق سلامت بپیمایند و بنا بر عناد و بدجنسى نداشته باشند. این گونه مطبوعات، در هر رشته‌اى قلم بزنند - سیاسى باشند، فرهنگى باشند، اقتصادى باشند، درباره مسائل خارجى حرف بزنند، در خصوص مسائل داخلى حرف بزنند - و هر کارى که بکنند، به نفع نظام حرکت کرده‌اند. چرا؟ چون بر مایه آگاهى مردم مى‌افزایند. موضع مطبوعات در جمهورى اسلامى، این است. 1375/02/13

2- سه وظیفه عمده: نقد و نظارت، اطلاع‌رسانی و تبادل آراء
براى مطبوعات سه وظیفه عمده قائلم: وظیفه نقد و نظارت، وظیفه اطّلاع رسانى صادقانه و شفّاف، وظیفه طرح و تبادل آراء و افکار در جامعه. معتقدم که آزادى قلم و بیان، حقِ‌ مسلّم مردم و مطبوعات است. در این هم هیچ تردیدى ندارم و این جزو اصول مصرّحه قانون اساسى است. معتقدم اگر جامعه‌اى مطبوعات آزاد و داراى رشد و قلمهاى آزاد و فهمیده را از دست بدهد، خیلى چیزهاى دیگر را هم از دست خواهد داد. وجود مطبوعات آزاد، یکى از نشانه‌هاى رشد یک ملت و حقیقتاً خودش هم مایه رشد است؛ یعنى از یک طرف رشد و آزادگى ملت، آن را به‌وجود مى‌آورد؛ از طرف دیگر،آن هم به نوبه خود مى‌تواند رشد ملت را افزایش دهد. البته معتقدم در کنار این ارزش، ارزشها و حقایق دیگرى هم وجود دارد که با آزادى مطبوعات و آزادى قلم، آن ارزشها نباید پامال شود. هنر بزرگ این است که کسى بتواند هم آزادى را حفظ کند، هم حقیقت را درک کند، هم مطبوعات آزاد داشته باشد، هم آن آسیبها دامنش را نگیرد. باید این‌گونه مشى کرد. 1379/12/09

3- مردم را به انتخاب اصلح تشویق کنید
کسانى که زبان گویایى دارند، قلم توانایى دارند و آبرویى پیش مردم دارند - که این آبرو هم جزو ذخایر الهى است و خداى متعال به هرکس داده است، باید آن را در راه او مصرف کند و به کار ببرد - مردم را توجیه و تشویق کنند و آدمهاى خوب را به آنها معرفى نمایند. 1374/11/14

4- از انتخابات مانند یک نعمت الهی پاسداری کنید
انتخابات که مظهر حضور مردم است، مظهر مردم‌سالارى دینى است، باید پشتوانه‌ى امنیت ما باشد. نباید اجازه داد که این چیزى که ذخیره‌ى امنیت است، پشتوانه‌ى امنیت است، به امنیت ما صدمه وارد کند. دیدید، حس کردید، از نزدیک لمس کردید آن وقتى را که دشمنان میخواهند از انتخابات علیه امنیت کشور سوء استفاده کنند. باید همه مراقب باشند، همه بهوش باشند. آحاد مردم، مسئولان گوناگون، منبرداران سیاسى، کسانى که میتوانند با مردم حرف بزنند، همه مراقب باشند، مواظب باشند؛ از انتخابات مانند یک نعمت الهى پاسدارى کنند. 1390/06/09

5- انتقاد، منطقی و واقع‌بینانه باشد
البته انتقاد منطقى، گفتن حرف صحیح اینقدر حرفهاى آشکار وجود دارد که انسان اگر ذکر آنها را بکند، اصلاً هم غیبت نیست، و میتواند انسان نقد بکند. بله مسلّم است، امروز یک جریان صحیح و حقّى در جامعه‌ى ما وجود دارد، جریانهاى باطلى هم وجود دارد که به انواع و اقسام طرق میخواهند جامعه را خراب کنند، انقلاب را منحرف کنند؛ در این شکى نیست. آدمهائى هم در رأس این جریانات هستند. چه لزومى دارد که انسان به این آدمها تهمت بزند. چه لزومى دارد که غیبت اینها را بکند. حرف آشکار اینقدر دارند؛ همان حرفهاى آشکار را بیان بکنند، تبیین بکنند، توضیح بدهند، مطلب روشن خواهد شد. 1389/10/07
امروز متأسفانه انسان مشاهده میکند که در بین برخى مسئولین و نخبگان سیاسى و غیره کأنه مد شده است که نگاه، نگاه بدبینانه باشد؛ نگاه منفى باشد؛ نقاط مثبت را نبینند؛ روى نقاط منفى تکیه کنند. در رسانه‌ها و غیررسانه‌ها مرتباً منفى‌بافى میشود. تا انسان میگوید هم چرا، میگویند آقا شما نمیگذارید ما واقعیات را بگوئیم. میگوئید سیاه‌نمائى است، میگوئید فلان است؛ ما میخواهیم حقایق را بگوئیم. نه، این یکسونگرى است. خب، اگر فرض بفرمائید یک واحد تولیدى دچار یک اشکالى میشود و شما میخواهید به عنوان یک نگاه واقع‌بینانه آن را بیان کنید، بسیار خوب، در کنارش مثلاً دو تا واحد تولیدى هم ایجاد شده. اگر این نقطه‌ى مثبت را بیان کنیم، یک جور مسائل کشور را میفهمیم؛ اگر این نقطه‌ى مثبت را بیان نکنیم، مسائل کشور را جور دیگرى خواهیم فهمید. اگر فقط نقاط منفى را مشاهده کنیم - که البته نقاط منفى وجود دارد - این طبعاً واقع‌بینى نیست؛ این برآورد درستى از اوضاع کشور به ما نخواهد داد؛ منجر به ناامیدى میشود؛ ضرر اجتماعى‌اش هم این است. 1390/05/16

6- رسانه‌های اینترنتی هم خود را به قانون مقید کنند
 این رسانه‌هاى الکترونیکى و اینترنتى متأسفانه موجب شده است که افراد بى‌محابا علیه یکدیگر حرف بزنند، بد بگویند. باید از طرف مسئولین کشور براى این هم یک جورى تدبیر بشود. ولى عمده این است که خود ما مردم، خودمان را مقید کنیم به اخلاق اسلامى؛ خودمان را مقید کنیم به قانون. حالا این حرف من بهانه‌اى نشود براى اینکه یک عده‌اى بروند جوانهاى انقلابى را به عنوان جوانهاى تند، مورد ملامت و شماتت قرار بدهند؛ نه، من همه‌ى جوانهاى غیور کشور را، جوانهاى مؤمنِ انقلابى کشور را فرزندان خودم میدانم و پشت سر آنها قرار میگیرم؛ من از جوانان انقلابى و مؤمن و غیور حمایت میکنم؛ منتها همه را توصیه میکنم به این که در رفتار خود، با اخلاق اسلامى رفتار کنند؛ قانون را مراعات کنند. همه باید قانون را مراعات کنند. تجسم انقلاب در قانون جمهورى اسلامى است. 1391/01/01

7- به یکدیگر حسن ظن داشته باشیم
قرآن کریم میفرماید: «لولا اذ سمعتموه ظن المؤمنون و المؤمنات بأنفسهم خیراً»؛ یعنی وقتى افک را شنیدید چرا به همدیگر حسن‌ظن نداشتید؟ یعنى از اول رد کنید افک را. [اگر] آمدند به یک نفرى تهمت زدند، یک چیزى را گفتند - حالا یا با عنوان تهمت یا به عنوان غیبت - چرا قبول میکنید؟ ببینید این کلمه‌ى لولاى تحذیریه در قرآن و در کلام عرب خیلى معناى وسیعى دارد، فقط معنایش «چرا» نیست، که ما بگوئیم چرا این کار را نکردى. چراى با تأکید است. یعنى آه، واى، چرا؛ معناى «لولا» این است؛ تحذیریه است. {چرا} «لولا اذ سمعتموه ظن المؤمنون و المؤمنات بأنفسهم [خیراً]»؛ یعنی چرا به هم ظن نیک ندارید، چرا به هم حسن‌ظن ندارید. تا فوراً کسى آمد، شما بگوئید بله، احتمال درستى‌اش هم اگر بود، آدم به صورت یقین آن را بداند و نقل بکند. این درست نیست، این ممنوع است. این چیزى که امروز مورد ابتلاست در جامعه‌ى ما، از همان چیزهائى است که بایست از همین ادله‌ى غیبت بفهمیم که درست نیست؛ این وضعى که وجود دارد درست نیست. 1389/10/07

 


ب) نبایدها
1- به خواست دشمن کمک نکنیم
این‌که بنده مکرّر به مطبوعات و رسانه‌ها توصیه مى‌کنم که با مسائل کشور مسؤولانه برخورد کنند، به خاطر همین است. دشمن مى‌خواهد مطالب خود را در بین مردم به‌دروغ و فریب منتشر کند. ما نباید عامل دشمن شویم و کار دشمن را آسان کنیم و همان چیزى را که او مى‌خواهد در فضاى فکرى و فرهنگى جامعه ما به وجود آورد، در داخل کشور به وسیله مطبوعات، رسانه‌ها و تریبونها به خورد مردم دهیم. این خطاى بسیار بزرگى است. اگر عمداً و با توجّه صورت گیرد، خیانت بزرگى است و اگر از روى غفلت باشد، خطاى بزرگى است. باید خیلى آگاه و مراقب بود. 1381/05/05
از گویندگان و نویسندگانى که توفیق سخن گفتن با مردم را دارند، درخواست مى‌کنم که همواره خدا را در نظر داشته، حقیقت را بیان کنند و با سخنان خلاف واقع یا تکیه بر گمان واهى، خداى ناخواسته، به تبلیغات دشمن کمک نکرده؛ کام شیرین مردم را تلخ نکنند. 1371/01/27
همه باید مراقب باشند. در کشور، کسانى که اهل نوشتنند، اصحاب مطبوعات، کسانى که رسانه‌ها دست آنهاست، کسانى که تریبونها دست آنهاست، مراقب باشند به این خواست دشمنان کمک نکنند. بعضى دانسته، بعضى ندانسته، با اظهارنظرهاشان، با حرفهاشان، به خواست دشمن کمک میکنند؛ باید همه مراقب باشند. دشمن امروز میخواهد از جمهورى اسلامى یک چهره‌ى نامطلوبى به ملتهاى منطقه نشان بدهد تا آنها به این طرف سوق داده نشوند و خط ایستادگى در مقابل استکبار - که خصوصیت ملت ایران است - در میان آنها رواج پیدا نکند؛ لذا ما باید مراقب باشیم. 1390/07/27

2- ذهن مردم را مشغول مسائل فرعی نکنید
اینکه ما این همه عرض میکنیم، توصیه میکنیم، تأکید میکنیم، هم به مسئولین، هم به مردم، که خودتان را به مسائل فرعى سرگرم نکنید، براى خاطر این است. اینکه به مطبوعات، به رسانه‌ها، به روزنامه‌ها، به پایگاه‌هاى اینترنتى که امروز رواج پیدا کرده است، هى سفارش میکنیم که از وارد کردن حرفها و مطالب نادرست - که ذهن مردم را مشغول میکند - به فضاى ذهنى مردم پرهیز کنید، به خاطر این است. 1391/10/19

3- مردم را نسبت به انتخابات دلسرد نکنید
مبادا در روزنامه یا در رسانه‌یى - به هر نحوش - یا در تبلیغاتى، طورى حرف زده بشود که مردم را نسبت به انتخابات دودل بکنند. البته این مردم دودل نمى‌شوند. این مردم نشان داده‌اند که در مقابل توطئه‌هاى دشمن، هوشیارانه عمل مى‌کنند؛ مخالفان انقلاب اسلامى هم این را مى‌دانند؛ اما بالاخره تبلیغات و تلاشهاى خودشان را مى‌کنند. مبادا کسانى در داخل محدوده‌ى نظام اسلامى پیدا بشوند که به این خواسته‌ى دشمن کمک کنند؛ به علت اختلافى که با زید و عمرو و بکرى دارند، براى خاطر یک امر جزیى، کم‌اهمیت و احیاناً شخصى یا گروهى، بیایند مردم را نسبت به این حقیقت عظیم - که حضور آن‌ها را در صحنه نشان مى‌دهد - مردد و دلسرد بکنند. 1370/10/19

4- اعتماد به نفس مردم نباید شکسته شود
انسان جایزالخطاست؛ باید تلاش کند خطا نکند یا کمتر بکند. کسانى هم که خطاى طرف مقابل را مى‌بینند، باید دلسوزى کنند و خطا را به گوش او برسانند؛ اما هوچیگرى کردن، مردم را دلسرد کردن، اعتماد به نفس مردم را شکستن، آنها را ناامید کردن نسبت به آینده، هیچ روا نیست. این خطاب من به همه است؛ هم به مطبوعات، هم به رسانه‌ها، هم به مسئولین، هم به کسانى که منبرهاى گوناگون خطابه و سخن گفتنِ با مردم را دارند؛ در مجلس، در نماز جمعه، در جاهاى دیگر، در دانشگاه‌ها. این چیزى است که بحث مصلحت کشور است؛ باید مصلحت کشور را رعایت کرد. این هم یکى از آن راه‌هاى مقابله‌ى [دشمن] با اعتماد به نفس ملى است. 1386/10/13

5- از اختلافات جزئى و غیر اصولى صرف نظر شود
 حالا بعضى‌ها - چه مطبوعات، چه بعضى از عناصر گوناگون - توصیه‌پذیر نیستند؛ آنها از ما توصیه نمیخواهند؛ معلوم نیست سیاستهاى بعضى از این دستگاه‌ها و مطبوعات و رسانه‌ها را کى معین میکند و کجا معین میشود - نانشان در ایجاد اختلاف است - اما آن کسانى که مصالح کشور را میخواهند، مایلند حقائق را غالب کنند، من توصیه‌ام به آنها این است که از این اختلافات جزئى و غیر اصولى صرف نظر کنند. شایعه‌سازى و شایعه‌پراکنى درست نیست. انسان مى‌بیند صریحاً و علناً به مسئولین کشور - کسانى که بارهاى کشور را بر دوش دارند - تهمت میزنند، نسبت به اینها شایعه‌سازى میکنند؛ فرق هم نمیکند، چه رئیس جمهور باشد، چه رئیس مجلس باشد، چه رئیس مجمع تشخیص مصلحت باشد، چه رئیس قوه‌ى قضائیه باشد؛ اینها مسئولین کشورند. مسئولین کشور کسانى هستند که زمام یک کارى به اینها سپرده است؛ مردم باید به اینها اعتماد داشته باشند، حسن ظن داشته باشند. نباید شایعه‌پراکنى کرد؛ دشمن این را میخواهد. دشمن میخواهد شایعه‌پراکنى کند؛ میخواهد دلها را نسبت به یکدیگر، نسبت به مسئولین بدبین کند. 1388/09/04
اعمال و گفتار تفرقه‌انگیز و دلسردکننده از هر کسى صادر شود، خیانت به امام و اسلام است. از حضرات نمایندگان محترم مجلس شوراى اسلامى، ائمه‌ى محترم جمعه، گویندگان مذهبى و رسانه‌هاى عمومى تقاضا مى‌کنم همگان را به این وظیفه‌ى انقلابى توجه دهند؛ و البته ضمانت اصلى براى این کار، آحاد مردم حزب‌اللَّه‌اند که با مشاهده‌ى تخلف از این وظیفه‌ى الهى، موظف به نهى ازمنکر و اعراض از متخلفین مى‌باشند. 1368/04/23

6- نقاط برجسته ملت تضعیف نشود
آن کسانى هم که داراى تریبونهاى گفتن هستند، داراى رسانه هستند، صدایشان در جامعه شنیده میشود، سعى کنند نقاط برجسته‌ى این ملت را طبق میل دشمن کوچک نکنند، تضعیف نکنند، کمرنگ نکنند. این هوشیارى ملت ایران باید همواره محفوظ بماند. 1390/07/27

7- هر خبرى گفتنى نیست
بعضى از خبرهاى دنیا، براى مردم ما اصلاً جالب نیست. حالا دانستند، دانستند؛ ندانستند، ندانستند. طبیعتاً این خبرها حذف مى‌شود. بعضى از خبرها، اصلاً مضر است. حادثه‌یى را در جایى درست مى‌کنند و میلیونها و میلیاردها دلار خرج مى‌کنند، تا آن را به گوش ما برسانند. آنگاه ما بیاییم، همین حادثه را از طریق رسانه‌هاى گروهى خودمان، به گوش مردممان برسانیم! آیا این عاقلانه است؟! 69/12/21

8- هتک آبروی افراد جایز نیست
از طرف علاقه‌مندان به نامزدهاى انتخاباتى گوناگون، بداخلاقیهاى انتخاباتى، شایسته‌ى ملت ما نیست؛ تهمت زدن آدمهاى مؤمن را، مصونیت‌دار از لحاظ اسلامى و شرعى را؛ در معرض هتک آبرو قرار دادن در شبنامه‌ها، در مطبوعات، در پایگاههاى اینترنتى و غیره، این‌ها اصلاً مصلحت نیست. من به طور جد از همه‌ى کسانى که نسبت به نامزدهاى مختلف علاقه‌مندى‌اى دارند، درخواست می‌کنم، اصرار می‌کنم که این علاقه‌مندى خودتان را از راه تخریب دیگران، اهانت به دیگران، متهم کردن دیگران نشان ندهید. هرچه می‌خواهید، از نامزد مورد علاقه‌ى خودتان تمجید کنید، تعریف کنید؛ اما دیگران را تخریب نکنید. این علامت بدى است. 1386/10/12

9- تهمت به نظام، گناهی بالاتر از تهمت به افراد است
فضا را نباید از تهمت و از گمان سوء پر کرد. قرآن کریم میفرماید: «لو لا اذ سمعتموه ظنّ المؤمنون و المؤمنات بانفسهم خیرا»؛ وقتى میشنوید که یکى را متهم میکنند، چرا به همدیگر حسن ظن ندارید؟ تکلیف دستگاه اجرائى و قضائى به جاى خود محفوظ است. دستگاه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌هاى اجرائى باید مجرم را تعقیب کنند، دستگاه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌هاى قضائى باید مجرم را محکوم و مجازات کنند؛ با همان روشى که ثابت میشود و در قوانین اسلامى و قوانین عرفى ما هست و هیچ هم در این زمینه نباید کوتاه بیایند؛ اما مجازات مجرم که از طرق قانونى جرم او ثابت شده است، غیر از این است که به گمان، به خیال، به تهمت، یکى را متهم کنیم، بدنام کنیم، توى جامعه دهن به دهن بگردانیم. اینکه نمیشود. این فضا، فضاى درستى نیست. یا دیگران - خارجى‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها، بیگانه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها، تلویزیونهاى مغرض - علیه کسى یا کسانى حرفى بزنند، ادعا کنند که اینها فلان جا خیانت کردند، فلان جا خطا کردند؛ ما هم عین همان را پخش کنیم. این، ظلم است؛ این، مورد قبول نیست. رسانه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌هاى بیگانه کِى دلشان براى ما سوخته است؟ کِى خواسته‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌اند حقائق در مورد ما روشن بشود، که در این مورد بیایند حقیقت را گفته باشند؟ میگویند، حرفهائى میزنند، ادعاهائى میکنند. نباید گفت اینها شفافیت است. این، شفافیت نیست؛ این، کدر کردن فضاست. شفافیت معنایش این است که مسئول در جمهورى اسلامى عملکرد خودش را به طور واضح در اختیار مردم قرار بدهد؛ این معناى شفافیت است، باید هم بکنند؛ اما اینکه ما بیائیم این و آن را بدون اینکه اثبات شده باشد، بگیریم زیر بار فشار تهمت و چیزهائى را به آنها نسبت بدهیم که ممکن است در واقع راست باشد، اما تا مادامى که ثابت نشده است، ما حق نداریم آن را بیان کنیم؛ این آن را متهم کند، آن این را متهم کند؛ از رسانه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ى بیگانه - رسانه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ى مغرض انگلیس - شاهد برایش بیاوریم، بعد هم یک نفر از آن طرف پیدا بشود و کل نظام را به امورى که شایسته‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ى نظام اسلامى نیست و نظام اسلامى شأنش بسیار بالاتر است از این چیزهائى که بعضى به نظام اسلامى نسبت میدهند، متهم بکند، این اشکال بر آنها بیشتر هم وارد است. تهمت زدن به یک شخص گناه است، تهمت زدن به یک نظام اسلامى، به یک مجموعه، گناه بسیار بزرگترى است. پروردگارا ! با تقواى خود ما را از این گناهان دور کن. 1388/06/29

10- یکدیگر را متهم نکنید
به اخلاق خودمان هم برسیم. اخلاق اهمیتش از عمل هم بیشتر است. فضاى جامعه را فضاى برادرى، مهربانى، حسن ظن قرار بدهیم. من هیچ موافق نیستم با اینکه فضاى جامعه را فضاى سوءظن و فضاى بدگمانى قرار بدهیم. این عادات را از خودمان باید دور کنیم. اینکه متأسفانه باب شده که روزنامه و رسانه و دستگاه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌هاى گوناگون ارتباطى - که امروز روزبه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌روز هم بیشتر و گسترده‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌تر و پیچیده‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌تر میشود - روشى را در پیش گرفته‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌اند براى متهم کردن یکدیگر، این چیز خوبى نیست؛ این چیز خوبى نیست، دل ما را تاریک میکند، فضاى زندگى ما را ظلمانى میکند. هیچ منافات ندارد که گنهکار تاوان گناه خودش را ببیند، اما فضا، فضاى اشاعه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ى گناه نباشد؛ تهمت زدن، دیگران را متهم کردن به شایعات، به خیالات. 1388/06/29

11- غیبت در رسانه‌ها و وبلاگها جایز نیست
اینى که اصلاً این کار [غیبت] جایز است یا جایز نیست ولو به قصد اصلاح باشد، این را نمیشود به طور مطلق یک چنین چیزى را پابند شد؛ که ما بگوئیم ما چون میخواهیم در امر جامعه اصلاح کنیم، پس زیدى را، عمروى را یا یک جریانى را به طور مطلق مورد تهاجم قرار بدهیم، غیبت کنیم؛ حالا آن کسانى که این کارها را میکنند، خیلى اوقات به غیبت هم اکتفاء نمیکنند؛ خب، ملاحظه میکنید دیگر. گاهى چیزهائى را مى‌آورند که معلوم نیست حدِّ غیبت بر او صادق باشد؛ شاید مصداق تهمت است، مصداق افتراء است، مصداق قول به غیر علم است، مصداق سبّ و شتم است؛ نمیشود این را گفت که اگر طرف قصد اصلاح دارد، پس بنابراین این جایز است براى او، نه؛ موارد استثناء همان مواردى است که [در کتب فقهی] ذکر شده است.
منتها باید این موارد صدق کند، احراز بشود. این خیلی مهم است. واقعاً یکى از چیزهائى که ما همه‌مان [باید توجه کنیم]، به مردم هم باید بگوئیم، یاد بدهیم که توجه بکنند این است که: به صرف توهم این که حالا این کار مصلحت دارد، دستشان را، یا قلمشان را، یا وبلاگشان را آزاد نکنند که هر چه به دهنشان آمد، آن را بگویند؛ اینجور نیست، چون وسائل مدرن امروز همه مشمول همین حکم است. یعنى خواندن وبلاگ هم مثل خواندن کاغذ است، کتاب است، نامه است، مثل شنیدن حرف است. استماع غیبت شامل همه‌ى اینها میشود؛ یعنى ملاک استماع در اینها وجود دارد مسلّماً. شنیدن به گوش خصوصیتى ندارد، خواندن تو نامه هم عین همان است که ما در بحث استماع این را تأکید کردیم و عرض کردیم.
خب، دوربین هم همین جور است. فرض کنید که اگر چنانچه انسان یک خطائى را از کسى دید، این را رفت با دوربین ثبت کرد، بعد آمد یک جائى نشان داد؛ این هم همان است دیگر، چه فرقى میکند؟ یعنى بایستى واقعاً به اینها توجه کرد. محیط را باید محیط اخلاقى کرد. ما اگر بخواهیم جامعه را اصلاح بکنیم، این اصلاح فقط به این نیست که انسان از افراد غیبت بکند. راه‌هاى دیگرى هم وجود دارد. حالا من غیبت را عرض میکنم. فضلاً از تهمت و افتراء و اینها. 1389/10/07

12- هوچیگرى رسانه‌اى ممنوع!
یکى از راه‌ها - که این راه سوم را هم غربى‌ها بشدت در این سالها دنبال کردند - مسئله‌ى هوچیگرى است؛ هوچیگرى مطبوعاتى. آدم خیال میکند که هو کردن افراد مال محدوده‌هاى خاصى از مردم است، توى مجامع خاصى؛ نخیر، در سطح بین‌الملل یکى از کارهائى که بسیار رایج است، هوچیگرى است؛ هوچیگرى رسانه‌اى. امروز امکانات رسانه‌اى هم فراوان است. 1386/10/13

13- از بى‌احترامى به شوراى نگهبان پرهیز شود
مبادا خداى نکرده کسى از هیأتهاى نظّار در گوشه‌اى از کشور کارى کند که دهان بدخواهى را باز کند و احترام شوراى نگهبان هتک شود؛ یا در بیان مطالب طورى حرف زده شود که احیاناً کسانى به عنوان اعتراض - نه از سر خیرخواهى - حرمت شوراى نگهبان را هتک کنند. کسانى هم که در بیرون این مجموعه هستند، همین‌طور باید رعایت کنند. آنهایى که قلمى به‌دستشان هست، تریبونى در اختیارشان هست، بفهمند که اعتراض کردن، بى‌احترامى کردن و هتک حرمت شوراى نگهبان، خطاى کوچکى نیست. قابل قبول و قابل تحمّل نیست.





      
   1   2      >


پیامهای عمومی ارسال شده

+ آگهی مناقصه فروش از سوی سازمان انرژی اتمی : سانترفیوژ دانه ای 20 هزار تومان به عنوان آهن قرازه عایدات این فروش در تامین گوشت و مرغ و پنیر به عنوان اولین شیرینی از سوی دولت تدبیر و امید هزینه خواهد شد امضاء شیخ حسن کلید ساز



+ عازم سفر حج ام و محتام حلالیت شما...



+ قابل توجه کاندیداتورهای محترم مجلس نهم / فرازی از وصیت شهید......



+ تعداد کشتگان سپاه عمرسعد



+ فلاکت سیاسی



+ تصاویر زننده از زنان خیابانی در تهران



+ درد و دل بنی فاطمه در شب شهادت امام جواد با دانشجویان


[+]

+ http://www.swar.ir/



+ خدایی خدا غریبه



+ فواید نماز شب