سفارش تبلیغ
صبا ویژن
منوی اصلی
لینک دوستان
ویرایش
پیوندهای روزانه
آمار وبلاگ
  • بازدید امروز :105
  • بازدید دیروز :83
  • کل بازدید :129134
  • تعداد کل یاد داشت ها : 283
  • آخرین بازدید : 99/3/12    ساعت : 9:59 ع
درباره ما
حاج امیر[886]

جای مانده از قافله شهداء حسرت به دل مانده تا ابدیت پس کی کجا فرصت ما میرسه

ویرایش
جستجو

مطالب پیشین
آرشیو مطالب
لوگوی دوستان
وصیت شهدا
وصیت شهدا
کاربردی
ابر برچسب ها

خرمشهر ، شهر خون و مقاومت ، آزاد شد

از دهم اردیبهشت که عملیات بیت المقدس آغاز شد  تا سوم خرداد که شهر آزاد میشود

بچه ها در هوای گرم در بیابانهای خوزستان با چندین کیلوگرم تجهیزات ، اسلحه و مهمات ،با کمترین امکانات

بطرف خرمشهر پیش میروند  

از نقطه ی رهایی (پادگان حمید) تا خرمشهر بیش از صد کیلومتر راهه، که اگه در حالت عادی روی جاده

آسفالته با خودرو به گاز طرف خرمشهر ِبری، بیش از یک ساعت طول میکشه تا به خرمشهر برسی

حالا شما فکرش رو بکنید ، با اون همه موانع از خاکریز، میدانهای مین ، سنگرهای تیربار ، یگانهای زرهی ،

بمبارانهای هوایی و راکتهای هلی کوپترهای توپ دار ............

چطوری این همه فاصله رو با پشت سر گذاشتن این همه موانع ،قدم به قدم ، متر به متر جلو رفتند و طی

چهار مرحله عملیات ، که تقریبا نزدیک به یک ماه ،هر شب عملیات آفندی بود، متجاوزین رو دور زدند وبا

محاصره ی کامل خرمشهر 9000 نفر نیروی کلاسیکی نظامی و دوره دیده رو ،به اسارت گرفتن ،گوشه هایی از

این صحنه ها رواز تلویزیون دیدید ،گروه گروه زیرپوشهای سفید رو به علامت تسلیم روی دست ها بردند و

فریاد میکشند :  الدخیل الخمینی   ... الموت الصدام .... لرزه بر آنها افتاده و با ذلت از رزمندگان

تقاضا میکنند که ما را نکُشید ، چون تبلیغات دشمن گفته بود به محض اسارت شماها ،پاسداران خمینی

تیربارانتان میکنند... اما جز مهربانی ندیدند 

نیروهایی که با رجز خوانی  خرمشهر رو غارت کردند و بر در و دیوارش نوشتند:

جئنا النبقی ....  آمده ایم که بمانیم.

صدام با گردن کلفتی گفته بود :

اگه ایرانی ها خرمشهر رو تونستند پس بگیرن ، من کلید بصره رو بهشون میدم

در طول جنگ صدام چندین بار برای روحیه دادن به سربازاش از این مزخرفات گفته بود

ولی هیچ وقت عمل نکرد و بعد باز پس گیری خرمشهر، کلید که نداد ، درب بصره رو هم چهار تخته کرد   

بعد خرمشهر ، دنیا به دست و پا افتاد که هر طور شده جلو ایران را بگیرید که اگه پاش به بصره برسه مردم

عراق به ایرانی ها میپیوندند و کلک صدام کنده ست

تا خرمشهر ما با ارتش بعث عراق میجنگیدیم از اونجا به بعد تا آخر جنگ با تمام دنیا جنگیدیم

همه به میدون آمدند هر کس هر چی داشت کمک کرد تا صدام شکست نخورد اون کسی که پول داشت پول

داد اون کسی که تجهیزات داشت اون کسی که نیرو داشت همه دنگ دونگی ریختند روی هم اما

چون خدا با ما بود  ماست نتونستند بخورند البته ما رو مجروح کردند دست و پای مارو قطع کردند خانه رو بر

سرمون خراب کردند

ولی آقا بالا سر ما نشدند ، ذلیل مون نکردند ، با همون بدن مجروح همچنان ایستاده ایم  

بقول حضرت امام خمینی رحمه الله علیه که هر چه داریم ببرکت وجود این مرد بزرگ است ؛ فرمودند :

مسئله فتح خرمشهر یک مسئله ی عادی نبود

وقتی ملتی در سایه ایمان و توکل به خدا ، وعده ها ی الهی رو باورکند، مطیع رهبری،سخت کوش و مقاوم

باشد  ،البته که امداد الهی شامل حالش خواهد شد، این وعده ی صریح قرآن است

یادمان نرود

آن روزی که ما نبودیم ، انسانهایی برای ما فدا شدند و این زندگی الان ما مرهون رزم و فداکاری آنهاست





      

جنگ را درشت نوشته ایم !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

اما درست ننوشته ایم !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

براستی چرا بعضی از جوانان امروز ،به

تاریخ جنگ که در قالب یک دفاع مقدس

اتفاق افتاد و مملو از درس ،عبرت و سرفرازیست،عنایت ویژه ای ندارند؟؟؟  

علت چیست ؟؟؟

 مقصر کیست ؟؟؟

چکار باید بکنیم ؟؟؟

من میدونم ، اما خیلی بهتره که خودتون بگید ، از چی ناراحتید ؟

چرا از برنامه های مذهبی و خصوص دفاع مقدسی حال نمیکنید ؟

چرا اگه عمو پورنگ جایی برنامه اجرا کنه بیشتر شرکت میکنن تا .....

عیب کار کجاست ؟؟

من مطمئن هستم در اصل موضوع هیچ گله ای ندارید ، اما

چه چیزهایی از نظر شما باید توی این مراسم رعایت بشه ، که نمیشه ؟؟؟

چرا نظراتتون رو به مسئولین برنامه ها نمیگید ؟؟؟

چرا از راه خودش اعتراض تون رو به گوش چهار نفر بزرگتر نمیرسونید ؟؟؟

وقتی شماها هیچی نگید کی باید اشکالات رو اصلاح کُنه ؟؟؟

چرا نمیپرسید ؟؟؟ 

شلمچه.دانشجویان علم وصنعت

 

چرا سئوالاتتون رو توی کله تون مثل سرکه ی 7ساله نگه میدارید  و مطرح نمیکنید ؟؟؟

بدتر اینکه این سئوالات رو هی توی سر مرور میکنید و خودتون جواب میدید و باعث عذابِ خودتون میشید!!!

من علی رغم اینکه شما جوونا رو خیلی دوست دارم اما از این اخلاقتون اصلا حال نمیکنم

گاهی که توی  برنامه هایی که دارم ، داد میزنم سئوالی ندارید ؟  خیلیاشون توی چشمای من نگاه

میکنن اما ساکتند ! من که میدونم حرف دارن ! مگه میشه یک جوون دانشگاهی ، یک طلبه ،....سئوال

نداشته باشه ! اما تا از در خارج میشم ، با خودشون حرف میزنن و قرُقُر میکنن وبقول کاشمریها:

سروا   گویا   دارن 

اگه شماها نگید ، هم پیش خدا مسئولید و هم در کارای اشتباهی که احیانا انجام میشه شما هم شریک

هستین   ،،،،،،  اگه شماها نگید ، اشکالات برطرف نمیشه !!!!!!

لااقل به من بگید تا از طرف شما مطرح کنم

شما جوونا چتونه ؟؟؟  چرا بعضیاتون اینقدر اخمویید ؟؟؟   بیست سالش نشده ،صورتش پر چین و چروکه

همش تو دلش میریزه !!!    این از مرام یک جوون باصفای مسلمون ایرونی بعیده ،،،،،،،،،،

من منتظرم ، تا حرفای قشنگتون رو بشنوفم ، منظورم از قشنگ همون انتقادات سازنده

برای من خیلی مهمه

هر چه دل تنگت میخواهد ، بگو

این مطالب رو پیرو مراسم ایام سالروز واقعه ی بزرگ فتح خرمشهر با آن اهمیت بزرگی که در تاریخ ما دارد،

اما شاهد برخوردهای سرد ،بی روح و بی توجهی  بعضی از جوونای عزیز و مسئولین و کارکنان تشکلها   

میباشم ،نوشتم  





      
<      1   2   3   4   5      


پیامهای عمومی ارسال شده

+ آگهی مناقصه فروش از سوی سازمان انرژی اتمی : سانترفیوژ دانه ای 20 هزار تومان به عنوان آهن قرازه عایدات این فروش در تامین گوشت و مرغ و پنیر به عنوان اولین شیرینی از سوی دولت تدبیر و امید هزینه خواهد شد امضاء شیخ حسن کلید ساز



+ عازم سفر حج ام و محتام حلالیت شما...



+ قابل توجه کاندیداتورهای محترم مجلس نهم / فرازی از وصیت شهید......



+ تعداد کشتگان سپاه عمرسعد



+ فلاکت سیاسی



+ تصاویر زننده از زنان خیابانی در تهران



+ درد و دل بنی فاطمه در شب شهادت امام جواد با دانشجویان



+ http://www.swar.ir/



+ خدایی خدا غریبه



+ فواید نماز شب